تبلیغات
تحقیق و مقالات دانشجویی - تحقیق ریشه‌های مذهبی تکبر

تحقیق و مقالات دانشجویی

سه شنبه 13 تیر 1396

تحقیق ریشه‌های مذهبی تکبر

نویسنده: نگار موسوی   

تحقیق ریشه‌های مذهبی تکبر و تکبر در آراء فیلسوفان اسلامی  شامل 62 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد ریشه‌های مذهبی تکبر  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

۲-۱ ریشه‌های مذهبی غرور در آراء فیلسوفان اسلامی

در این فصل، قصد داریم موضوع غرور را از نظر فیلسوفان اسلامی مورد بررسی قرار دهیم. با توجه به اینکه فیلسوفان اسلامی در بسیاری از مباحث اخلاقی به ویژه در بحث غرور به مباحث دینی استناد کرده‌اند و نظرات خود را بر اساس رویکرد دینی مطرح کرده‌اند، و حتی تبیین‌های فلسفی آن‌ها نیز ناظر به آیات و روایات بوده است، لذا به این دلیل که به لحاظ مبنایی حیطه کار مشخص شود، ابتدا مباحث مربوط به آیات و روایات را مطرح کردیم تا ببینیم غرور به لحاظ تعریف، ماهیت و حکم در آیات و روایات چه جایگاهی دارد تا مشخص شود فیلسوفان اسلامی در تعریف، ماهیت و حکم غرور تا چه اندازه متأثر از آیات و روایات بوده‌اند.

۲-۱-۱ غرور در آیات

غرور در اصل از ماده‌ی «غرّ» (بر وزن حرّ) به معنای اثر ظاهری چیزی است و لذا به اثر ظاهر در پیشانی اسب غرّه گفته می‌شود. و همچنین به حالت غفلت نیز اطلاق می‌شود. به این معنا که فرد در ظاهر هوشیار است، اما در حقیقت، بی‌خبر است و به معنی نیرنگ نیز استعمال می‌شود. اینکه گفته‌اند دنیا متاع غرور است، مفهومش این است که غرور، وسیله و ابزاری هم برای فریب دادن خویشتن و هم فریب دادن دیگران است.[۱]

۲-۱-۱-۱ تعریف غرور

در قرآن، غرور به فتح غین (غَرور) به معنای موجود فریب‌کار و به ضم غین (غُرور) به معنای فریب آمده است، لذا اگر غرور به معنای غفلت و از طرفی به نتیجه‌ی چیزی و تجلی آن گفته شود، کبر نتیجه و معلول غفلت است. بنابراین انسان متکبر یعنی فریب‌خورده‌ای که بواسطه‌ی غفلت، مغرور شده است و در خود احساس فضیلت کاذب می‌نماید. شیطان نیز به همین واسطه از رحمت خدا دور شد، زیرا همین عامل دامنش را گرفت، از این رو شیطان را نیز غرور گویند.[۲]

-۱-۱-۲ ماهیت غرور

از نظر قرآن، تکبر و غرور یک خوی خطرناک درونی است و به پدیده‌های ظاهری آن حتی ساده‌ترینش اشاره شده و از طرز راه رفتن متکبران مغرور، سخن گفته تا به این نکته اشاره کند که غرور در پایین‌ترین سطح نیز مذموم و ناپسند است. بنابراین از نظر قرآن، غرور یک رذیلت اخلاقی است که در انسان باعث بروز رفتارهای خطرناک می‌گردد.

قرآن در آیات فراوانی به مبارزه با کبر و غرور برخاسته و با تعبیرات زنده و روشنی مؤمنان را از آن نهی می‌کند، گاه روی سخن را به پیامبر(ص) کرده، می‌گوید: در روی زمین از روی کبر و غرور، گام بر مدار، چرا که تو نمی‌توانی زمین را بشکافی! و طول قامتت به کوه‌ها نمی‌رسد!

«وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا»[۳]

این آیه، اشاره به این نکته است که افراد متکبر و مغرور غالباً به هنگام راه رفتن پاهای خود را محکم به زمین می‌کوبند تا مردم را از آمد و رفت خویش آگاه سازند، گردن به آسمان می‌کشند تا برتری خود را به پندار خویش بر زمینیان مشخص سازند! ولی قرآن می‌گوید: آیا تو اگر پای خود را به زمین بکوبی هرگز می‌توانی زمین را بشکافی یا ذره ناچیزی هستی بر روی این کره‌ی عظیم خاکی.[۴]

۲-۱-۱-۳ عوامل غرور

نخستین جرقه‌های غرور از نظر قرآن در آغاز آفرینش انسان و در چهره‌ی شیطان دیده شد، هنگامی که خداوند به او خطاب کرد: چه چیز تو را مانع شد از اینکه بر آدم سجده کنی؛ هنگامی که تو را فرمان دادم؟ «شیطان با لحنی غرورآمیز گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفریده‌ای و او را ازگل، (قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ ۖ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ).[۵] ابلیس بر اثر غرور بیش از حد خود نتوانست برتری خاک از آتش و برتری توبه را بر لجاجت و اصرار بر گناه دریابد و برای همیشه مطرود و ملعون درگاه الهی شد.

حال این شیطان مغرور و فریب‌خورده برای انتقام از آدم می‌خواهد او را نیز با وعده‌های فریبنده به گمراهی بکشاند: «فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَکُمَا عَنْ تِلْکُمَا الشَّجَرَهِ وَأَقُلْ لَکُمَا إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمَا عَدُوٌّ مُبِینٌ»[۶] (و آن دو را بفریفت و به پستی افکند، چون از آن درخت خوردند، شرمگاه‌هایشان آشکار شد و به پوشیدن خویش از برگ‌های بهشت پرداختند پروردگارشان ندا داد آیا شما را از آن درخت منع نکرده بودم و نگفته بودم که شیطان به آشکارا دشمن شماست؟) در این آیه نیز غرور به معنای فریفتن آدم و حوا در ارتکاب گناه نخستین است.

«یَعِدُهُمْ وَیُمَنِّیهِمْ ۖ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلَّا غُرُورًا»[۷] (به آنها وعده می‌دهد و به آرزوشان می‌افکند و شیطان آنان را جز به فریب وعده ندهد.) در این آیه، «غرور» به معنی اثر آشکار چیزی است و غالباً به آثاری که ظاهری فریبنده و باطنی ناپسند دارد گفته می‌شود.»[۸]

در آیاتی نیز قرآن، دنیا را به عنوان مَتاع غرور معرفی کرده است: «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ الْمَوْتِ ۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ۖ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّهَ فَقَدْ فَازَ ۗ وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ»[۹](همه‌کس مرگ را می‌چشد، و به تحقیق در روز قیامت مزد اعمال شما را به کمال خواهند داد و هر کس را از آتش دور سازند و به بهشت درآورند به پیروزی رسیده است و این زندگی دنیا جز متاعی فریبنده نیست.)

۲-۱-۱-۴ واژه‌های مترادف با غرور

خیال: در سه جای قرآن این تعبیر درباره‌ی غرور آمده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا»[۱۰] (زیرا خداوند کسى را که متکبر و فخرفروش است را دوست نمى‏دارد.) «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»[۱۱] (چرا که خداوند هیچ متکبر مغرورى را دوست نمى‏دارد.) «وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»[۱۲] (و خداوند هیچ متکبر فخرفروشى را دوست ندارد.)

«مُختال» از ماده‌ی «خیال»، و «خَیلاء» به معنى کسى است که با یک سلسله تخیلات و پندارها خود را بزرگ مى‏بیند. « فخور» از ماده‌ی « فخر» به معنى کسى است که نسبت به دیگران فخر فروشى مى‏کند (تفاوت «مختال» و « فخور» در این است که اولى اشاره به تخیلات کبرآلود ذهنى است، و دومى به اعمال کبرآمیز خارجى است). تکبر و بى اعتنایى، و غرور و خودپسندى هر دو در این جهت مشترکند که انسان را در عالمى از توهم و پندار و خود برتربینى فرو مى‏برند، و رابطه‌ی او را با دیگران قطع مى‏کنند.[۱۳]

«مُختال» به کسى مى‏گویند که دچار خَیلاء و تکبر شده باشد، و تکبر را از این جهت خَیلاء مى‏گویند که متکبر چیزى را که در خود سراغ دارد فضیلتى براى خود خیال مى‏کند و«فخور» به معناى کسى است که زیاد افتخار و مباهات مى‏کند، و اختیال (که مصدر است براى کلمه مختال)، و نیز افتخار ناشى از این مى‏شود که انسان توهم کند که آنچه نعمت دارد به خاطر استحقاق خودش است، و این بر خلاف حق است، چون او فعلى را که باید مستند به تقدیر خدا کند به استقلال نفس خود کرده، و این اختیال و افتخار هر دو از رذائل نفسند، که خدا آن را دوست نمى‏دارد.[۱۴]

تکبر: در آیاتی که مربوط به داستان سجده نکردن ابلیس است، اشاره به تکبر او شده است: «إِلَّا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ/ قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ ۖ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعَالِینَ»[۱۵] (جز ابلیس که تکبر ورزید و از کافران بود! گفت: اى ابلیس چه چیز مانع تو از سجده کردن بر مخلوقى که با قدرت خود او را آفریدم گردید؟ آیا تکبر کردى، یا از برترین بودى؟) لجاجت شیطان و غرور و تکبر و حسدش سبب شد براى همیشه از اوج افتخار سقوط کند، و در لجن‌زار لعنت فرو رود، این مى‏تواند هشدارى براى همه افراد لجوج و مغرور باشد تا عبرت گیرند و رویه‌ی شیطان را رها کنند. این آیه از وجود چنین دشمن بزرگى که سوگند براى اغواى انسان‌ها یاد کرده خبر مى‏دهد، تا همگان به هوش باشند و در دام او نیفتند.

جهت دانلود متن کامل تحقیق ریشه‌های مذهبی تکبر  کلیک نمایید

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :