تبلیغات
تحقیق و مقالات دانشجویی

تحقیق و مقالات دانشجویی

پنجشنبه 19 فروردین 1395

بررسی وقایع نفت در یک دهه پیش از انقلاب

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله  بررسی وقایع نفت در یک دهه پیش از انقلاب شامل 24 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   بررسی وقایع نفت در یک دهه پیش از انقلاب می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

اولین چاه نفت در سال ۱۸۵۹ در نقطه ای بنام تیتوسویل واقع در ایالت پنسیلوانیا توسط مهندس جوانی بنام ادوین در یک ۳۸ ساله  و با همکاری دوست آهنگرش بنام ویلیام اسمیت در عمق ۲۱ متری زمین حفر شد و به مخزن نفت رسید.

پترولیوم «روغن سنگ» که نام آن از ریشه لاتینی Petra یعنی سنگ و Oleum یعنی روغن گرفته شده است در نزد قدما کیفیت مخصوص و معروفی داشت. مصری‌ها آنرا برای مومیایی کردن مردگان و فینیقی ها برای بتونه کردن کشتی ها به کار می بردند بیزانسی‌ها از قرن هفتم به بعد از روغن سنگ بعنوان اسلحه استفاده می کردند بدین ترتیب که به هنگام نزدیک شدن کشتی های جنگی دشمن به شهرهای ساحلی آنها، مقداری نفت روی آب های ساحلی می ریختند و با آتش زدن آن ناوگان دشمن را دچار حریق می ساختند. امروزه از نفت علاوه بر موارد استعمال متعدد، حتی ترکیبات دارویی زیادی ساخته می شود.

لازم به ذکر است نفتی که قبل از حفر اولین چاه نفت پنسیلوانیا مورد استفاده قرار می‌گرفت از چشمه های نفتی بود که در بعضی از نقاط زمین مثل باکو خود بخود بر سطح زمین جریان می یافت و در نزد قدما ارزش امروزی را نداشته است.

در سال ۱۸۵۹ در ایالت پنسیلوانیا بهای روغن های حیوانی که برای ایجاد روشنایی بکار می رفت به حد سرسام آوری رسیده بود. صنعت نوپای آن روز نیز برای روشنایی احتیاج به این نوع روغن داشت بنابراین ماده اولیه جدیدی که بتواند جانشین روغن‌های حیوانی بشود، شدیداً مورد نیاز بود. آنها بزودی متوجه شدند که با تقطیر نفت خام، مایع صاف تری بدست می آید که کیفیت اشتعال بهتری دارد و می‌تواند بطور موثری جایگزین روغن های حیوانی بشود همچنین دریافتند که مشتقات نفت بخوبی می تواند برای روغن کاری ماشین ها مورد استفاده قرار گیرد در آن زمان در ایالت پنسیلوانیا با جدیدترین ابزار تولید می توانستند روزانه حداکثر شش هزار گالن نفت تولید کنند و عمده تقاضای خرید نفت از طرف کارخانه های پارچه بافی بود که از آن برای روغن کاری ماشین های خود استفاده می کردند کم کم مصرف نفت رو به افزایش گذاشت بطوریکه در سال ۱۸۶۰ تعداد ۷۴ حلقه چاه در داخل یا اطراف دره اویل کریک وجود داشت که سالانه ۵۰۹۰۰۰ بشکه نفت از آنها استخراج شد.

دست اندرکاران نفت ابتدا، نفت را در بشکه های چوبی می ریختند که نشت و ترشح آن زیاد و در نتیجه ضایعات نیز بالا بود هرچند ادوین دریک زحمات زیادی در صنعت نفت کشید اما این نابغه نفت در حال بیچارگی و فقر چشم از جهان فرو بست و بالاخره در سال ۱۸۸۰ در سن ۵۰ سالگی فوت کرد و به پاس خدمات او یک مقرری سالانه به مبلغ ۱۵۰۰ دلار در سال ۱۸۷۳ باو دادند که بعد از مرگش برای مدتی همسرش از این مقرری استفاده می کرد.

باید گفت صنعت نفت آمریکا توسط خانواده راکفلر به اوج شکوفایی خود رسید. پس از آمریکا شهر باکو مورد توجه قرار گرفت و سرانجام در سال ۱۸۷۰ اولین مته آمریکایی‌ها که با ماشین بخار حرکت می کرد به قفقاز رسید و پیشتازان آمریکایی نفت باکو را در عمق ۳۵ متری به جهش در آوردند.

پس از آن در خاور دور نفت اندونزی بوسیله یک مهندس هلندی به نام اوگوست کلر، ۳۹ ساله ضمن عملیات اکتشافی در ساحل شرقی دریاچه سوماترا کشف و استخراج گردید و رفته رفته نفت در دیگر نقاط نفت خیز جهان کشف و استخراج شد.

کشف و استخراج نفت در ایران

در ایران، شخصی انگلیسی بنام ویلیام ناکس دارسی که شغل وکالت دادگستری را داشت و از برکت معادن طلای استرالیا ثروتی اندوخته بود، در ۲۸ ماه مه ۱۹۰۱ امتیاز انحصاری نفت از استخراج تا توزیع در سطح کشور (به جز ۹ ایالت شمالی) را برای مدت ۶۰ سال بدست آورد قلمرو امتیاز دارسی بالغ بر ۰۰۰/۷۷۰ کیلومتر مربع می‌باشد. این مساحت برابر با مساحت کشورهای فرانسه و سویس و کشورهای بلژیک، لوکزامبورگ و هلند (معروف به کشورهای بنلوکس) و کمی بیشتر از مساحت تمام تکزاس می باشد بهائی که دارسی در مقابل بدست آوردن این امتیاز به دولت ایران می‌داد عبارت بود از بیست هزار پوند وجه نقد و بیست هزار سهم یک پوندی از شرکت جدید التاسیس نفت ایران و نیز ۱۶ درصد از سود خالص سالانه آن شرکت بود.

دارسی یک زمین شناس برجسته را بنام جی.بی. رنالد G.B.Ronald مامور حفاری و اکتشاف نفت در قسمتهای غربی حوزه امتیاز، کرد اما بعد از شش سال کار و صرف ۲۵۰ هزار پوند نتیجه ای عاید نشد. دارسی از روشیلدها استمداد طلبید ولی در آن تاریخ عملیات اکتشافی در ایران برای این خانواده که قبلاً در جای دیگری خود را مشغول کرده بودند، چنگی بدل نمی زد و لذا توجهی به درخواست دارسی نکردند. دارسی که مردی شیطان و دارای روابط وسیعی با همه محافل بود، بالاخره توانست ارتباطی با شرکت کوچک اکتشافی برمه پیدا کند. این شرکت در یک اشل نسبتاً کوچک ولی بسیار منظم و هماهنگ برای نیروی دریایی سلطنتی انگلستان در برمه کار می کرد.

دولت انگلستان به لرد استرات کونا رئیس شرکت نفت برمه، توصیه نمود که با دارسی همکاری و همراهی نماید لرد مزبور یک مرد خود ساخته اسکاتلندی بود که با احداث راه آهن پاسیفیک کانادا ثروت هنگفتی بدست آورده بود در اثر همکاری لرد استرات کونا و ویلیام دارسی و پشتکار این دو مرد بالاخره زمین شناس رنالد و گروه او در ۲۶ ماه مه ۱۹۰۸ موفق به کشف یک سفره نفتی غنی در عمق ۱۵ متری گردید. اکتشافی که سرنوشت تاریخ ایران را دگرگون ساخت.

اهمیت نفت در خاورمیانه و ایران

طبق آخرین تحقیقات زمین شناسی و معدن شناسی، حدود ۶۷۷ میلیارد بشکه نفت تا کنون در سطح جهان شناسایی و ثابت شده است. ۵/۵۴ درصد از تمام این ذخایر ثابت شده در حوزه خلیج فارس، یعنی در چهار کشور ایران، عراق، عربستان سعودی و کویت قرار دارد.

ماده نفت خون حیات بخش دنیا شده است. بیشترین قسمت این ماده در قلمرو این چهار کشور واقع شده است پس اهمیت و حساسیت اقتصادی- سیاسی این کشورها برای دنیا به خودی خود روشن است.

نفت، حوزه کوچک خلیج فارس را بصورت قلب تپنده تکنولوژی در آورده است این را هم باید بدانیم که این دنیا عرصه تنازع بقاست و سیاستمداران کشورها مامور تأمین منافع ملت های خود هستند و نه منافع نوع انسان بطور اعم.

جهت دانلود متن کامل مقاله  بررسی وقایع نفت در یک دهه پیش از انقلاب کلیک نمایید

نظرات() 

سه شنبه 17 فروردین 1395

نفت در خاورمیانه

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله نفت در خاورمیانه شامل 55 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد نفت در خاورمیانه می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

نفت

یکی از برجسته ترین دستاوردهای اقتصادی در صد سال گذشته ، رشد و توسعة صنعت نفت بوده است. در سال ۱۸۵۰، در واقع نفتی در جهان تولید نمی شد. سپس، در پس اکتشافاتی که در ایالات متحدة آمریکا و روسیه هر دو انجام شد، کل تولید پس از سال ۱۸۶۰ به سرعت رو به افزایش گذاشت و تا سال ۱۸۹۰، تولید جهانی به ۱۰ میلیون تن در سال رسید . از آن تاریخ تاکنون، تولید نفت خام پیوسته در حال افزایش بوده است و تولید جهانی آن تقریباً هر ده سال ۲ برابر شده است. ایالات متحدة آمریکا و شوروی هنوز بزرگترین تولیدکنندگان نفت در جهان هستند؛ گرچه اهمیت نسبی آنها با افزایش بسیار سریع تولید نفت خام از حوزة دریای کارائیب، خاورمیانه و آفریقا، رو به کاهش گذاشته است.[۱]

در آغاز قرن بیستم، نفت و گاز طبیعی کمتر از ۴ درصد از کل نیاز انرژی جهان غرب را تأمین می کرد؛ حال آن که زغال سنگ تقریباً ۹۰ درصد از این نیاز را برآورده    می کرد. اما این وضع به سرعت تغییر کرد و سهم نفت و گاز طبیعی از کل تولید انرژی در سال ۱۹۲۰ به ۱۲ درصد و در نیمة دهة ۱۹۳۰ به ۲۶ درصد و پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۸ به ۳۶ درصد رسید. از آن زمان به بعد ، اهمیت نفت و فرآورده های نفتی برای اقتصاد جهان همواره رو به افزایش بوده است، چنان که تا سال ۱۹۷۰ ، تقریباً ۷۰ درصد از کل نیاز انرژی غرب را نفت و گاز طبیعی تأمین                                                                   می کرد.

مصرف  کنندگان عمدة نفت و فرآورده های وابستة آن،ملل صنعتی اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن هستند که روی هم رفته ۷۰ درصد از کل تولید را در سال ۱۹۷۰ به خود اختصاص می دادند. در عین حال، همین کشورها فقط ۲۶ درصد از نفت و گاز جهان را خود تولید می کنند و بنابراین مجبورند نیازهای خود را با نفت وارداتی تأمین کنند. بنابراین گونه ای رابطة همزیستی متقابل بین کشورهای اصلی تولید کننده و کشورهای مصرف کننده ایجاد شده است.

خاورمیانه، منطقة تولید کنندة نفت[۲]

در حال حاضر، خاورمیانه منطقه ای است که در آن تولید نفت در حد قابل ملاحظه ای بیشتر از تقاضاست. طی قرن بیستم، تولید نفت این منطقه برحسب تولید کل جهانی به طور مشخص افزایش یافته است. در دهة ۱۹۳۰ و اوایل دهة ۱۹۴۰ ، میانگین سطح تولید بین دو تا پنج درصد از کل تولید جهان بود، اما در پی احیاء و توسعة صنعت پس از جنگ در منطقة خلیج (فارس)، تولید نفت تا سال ۱۹۵۰ به میزان ۱۵ درصد رسید. از آن تاریخ ،  اهمیت نسبی نفت و گاز طبیعی خاورمیانه و آفریقای شمالی در تولید جهانی همواره رو به افزایش بوده است، به گونه ای که در سال ۱۹۶۰ از مرز ۲۵ درصد گذشت و در سال ۱۹۷۱ به میزان ۴۰ درصد رسید، در این سال تولید کل نفت منطقه متجاوز از ۱۰۰۰ میلیون تن می شد.[۳]

اگر چه در خاورمیانه تولید نفت اول بار در اوایل قرن بیستم در ایران آغاز شد، اما فقط پس از جنگ جهانی دوم بود که تولید آن به سرعت رو به افزایش گذاشت . طی اوایل دهة ۱۹۴۰، ایران بزرگترین تولید کنندة نفت در خاورمیانه بود و پس از آن عراق و عربستان سعودی در مراتب بعدی قرار می گرفتند. پس از کشف و توسعة منابع نفتی در مقیاسی وسیع، تولید نفت کویت و عربستان  سعودی هر دو ، به مقدار زیادی افزایش یافت تا سال ۱۹۵۰ که تولید حوزه های نفتی عربستان تقریباً با تولید حوزه های نفتی ایران برابر شد. در سال ۱۹۵۱، صنعت نفت ایران ملی شد و در نتیجه تولید نفت خام در سال بعد به کمتر از دو میلیون تن کاهش یافت و بدین ترتیب عربستان سعودی و کویت به عنوان دو تولید کندة اصلی خاورمیانه در صدر قرار گرفتند. طی دهة ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۵، کویت بزرگترین تولید کنندة نفت شد و پس از آن، عربستان و ایران در رده های بعدی قرار گرفتند. افزایش وسیع تولید نفت در ایران از سال ۱۹۵۴ به بعد، پس از رفع مناقشه بین شرکتهای نفتی و حکومت ایران، آغاز شد. طی سالهای آخر دهة ۱۹۶۰، میزان تولید در کشورهای ایران و عربستان سعودی از میزان تولید نفت کویت فراتر رفت و این دو کشور برای کسب مقام اول در تولید به رقابت برخاستند. اما موفقیت حقیقی در دهة ۱۹۶۰ به ۱۵۰ میلیون تن در سال ۱۹۶۹ جهش داشت، در همین سال بود که لیبی پس از عربستان سعودی در مرتبة دوم تولید قرار گرفت. از آن زمان، تولید نفت لیبی رو به کاهش گذاشته است. با آغاز دهة ۱۹۷۰، ایران و عربستان سعودی هم اکنون براحتی در رأس جدول تولید و بعد از آنها با فاصلة زیادی کویت و لیبی قرار دارند. (جدول ) . ایران، عربستان سعودی، کویت، لیبی و عراق حدود چهار پنجم از کل میزان نفت خاور میانه را تولید می کنند، واقعیتی که بروشنی بر پایین بودن سطح تولید در سایر کشورها منطقه تأکید دارد.[۴]

امتیازات نفتی

در دورة قبل از جنگ جهانی دوم، کشورهای تولید کنندة نفت در اطراف خلیج فارس ، امتیازات انحصاری کشف و توسعة منابع نفتی خود را به شرکتهای نفتی غرب واگذار می کردند. این امتیازات بیشتر کشورهای مربوط یا همة آنها را شامل می شد. در این زمان، هشت شرکت اصلی که تحت نظارت سهام آمریکا، بریتانیا، هلند و فرانسه قرار داشت، همة محصول نفت منطقه را تولید می کرد. این شرکتها عبارتند بودند از : استاندارد اویل (نیوجرسی) (NEW Jersy) Oil Standard ، استاندارد اویل (کالیفورنیا) ،  (California) Standar Oil ، موبیل اویل، (Mobil Oil) ، تگزاکو (Texaco) ، گالف اویل (Gulf Oil)، بریتیش پترولیوم (British Petrolouim) ، رویال داچ / شل (Royal Dutch / Shell) و شرکت نفت فرانسه (Compagnie Francaise des Petroles) . اگر چه از آن زمان تاکنون ، این وضع مشخصاً تغییر کرده است، اما حتی در اواخر دهة ۱۹۶۰ همین هشت شرکت بیشتر از ۹۰ درصد از تولید نفت منطقه را در انحصار خود داشتند.

جهت دانلود متن کامل مقاله نفت در خاورمیانه کلیک نمایید

نظرات() 

دوشنبه 16 فروردین 1395

ایدئولوژی خاورمیانه

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله ایدئولوژی خاورمیانه شامل 72 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد ایدئولوژی خاورمیانه می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

فصل اول

استعمار خاورمیانه

 سخن نخست :

منطقه ای را که غربیها خاورمیانه می نامند از دو دیدگاه می توان مطالعه کرد؛ یکی از دیدگاه غرب و دیگری از دیدگاه مردم این منطقه که ایرانیان، اعراب، ترکها و یهودیان هستند. قبل از فروپاشی بلوک شرق این منطقه از نظر قدرتهای بزرگ اروپایی و ابرقدرتها دارای اهمیت استراتژیکی و ژئوپولیتیکی ویژه ای بود و هنوز هم به رغم از میان رفتن شوروی از اهمیت آن کاسته نشده چرا که نفت خاورمیانه منبعی سهل الوصول و نسبتاً ارزان تر انرژی برای کشورهای اروپایی، ژاپن، هند، چین و تا حدودی ایالات متحده است. اگر چه امروز روسیه دیگر تهدیدی جدی برای صدور نفت خاورمیانه محسوب نمی شود ولی هر عامل دیگری که امنیت راههای دریایی از خلیج فارس تا اروپا و خاور دور را به خطر اندازد و انتقال نفت را متوقف یا مختل کند با واکنش شدید غرب مواجه خواهد شد. بنابراین از این نظر وضع خاورمیانه امروز و در آینده ی قابل پیش بینی به وضعی که در قرن نوزدهم آن را «مسئله شرق» می نامیدند نیست.

اما دولتها و مردم خاورمیانه چه بخواهند و چه نخواهند نمی توانند از سیاست بازیها و رقابتهای قدرتهای بزرگ کنار بمانند. در گذشته برخی از دولتهای خاورمیانه با استفاده از درگیریها و تضادهای بین دو بلوک شرق و غرب توانستند رانتهای استراتژیکی به دست آورند و تا حدودی شکم مردم خود را سیر کنند. ولی امروز این وضعیت دگرگون شده است، نیروهای نظامی قدرتهای بزرگ به بهانه هایی سست این کشورها را اشغال می کنند. بنابراین امروز حتی ثروتمندترین و نیرومندترین کشور صادرکننده ی نفت نه از نظر جمعیت و نه از لحاظ منابع علمی، صنعتی، فنی یا قدرت نظامی توان رقابت با ایالات متحده یا حتی کشورهایی نظیر فرانسه، بریتانیا، آلمان و ژاپن را ندارد. درواقع، دولتهای خاورمیانه نه تنها سودبرندگان رقابتها و تضادهای بین المللی قدرتهای بزرگ نبوده و نیستند بلکه قربانیان اصلی این رقابتها هستند.

اما اگر بخواهیم این منطقه را نه از دیدگاه استراتژیکی و ژئوپولیتیکی غرب بلکه از دیدگاه مردمان آنکه اکثراً مسلمان هستند بررسی کنیم، آن گاه مسائل و موضوعهای خاورمیانه برای ما متفاوت از دیدگاه غربیها خواهند بود. شاید ظاهراً نخستین مسئله مهم مناقشه فلسطین و اسراییل باشد. یکی از دلایل به درازا کشیده شدن این مناقشه این است که جهان عرب از مجموعه ی دولتهایی تشکیل شده که پس از تجزیه امپراتوری عثمانی توسط دول غربی به طور مصنوعی تأسیس شده اند و بنابراین دارای نقطه نظرها و منافع متفاوت و گاه متضاد هستند و هرگز نتوانسته اند بر سر یک راه حل مشترک توافق کنند. بدیهی است که منافع و دیدگاههای عربستان سعودی، یک دولت بسیار ثروتمند و به شدت ارتدکس اسلامی، نمی تواند با منافع و دیدگاههای یک دولت فقیر غیرمذهبی خاورمیانه ای یکسان باشد.

با نگاهی سریع به روند مناقشه ی اعراب و اسراییل مشاهده می کنیم که مصر در ابتدا به علت موقعیت ژئوپولیتیک و نظامی اش از مهره های اصلی ائتلاف ضد اسراییلی بود ولی پس از توافق کمپ دیوید در ۱۹۷۸ از این ائتلاف کنار کشید. اکنون نیز پس از توافقهای اسراییل با سازمان آزادی بخش فلسطین و سپس با دولت خودگردان و نیز با اردن، سوریه عضو دیگر آن ائتلاف در موقعیتی نبوده و نیست که بتواند خطر یک جنگ تازه با اسراییل را به جان بخرد. بنابراین تضاد اعراب و اسراییل ممکن است با روی کار آمدن حماس به صورت کنونی باقی بماند یا حتی از طریق به اجرا درآوردن توافقهای اسلو و موافقتهای بعد از آن به یک راه حل قابل قبول طرفین بینجامد.

اما اگر فرض کنیم آن ائتلاف بزرگ ۱۹۴۸ اعراب بر علیه اسراییل از نو زنده و یک جنگ تازه به نابودی اسراییل منجر شود باز هم مسئله مردم خاورمیانه حل نخواهد شد. مسئله اصلی چیز دیگری است، که با پایان گرفتن انزوای منطقه و ورود آن به صحنه سیاست و روابط بین الملل بروز کرد. این مسئله در واقع مسئله عدم توفیق یا عدم رغبت مردم منطقه برای نزدیک شدن به تمدن و فرهنگی دیگر یا جذب آن بود.

تا شروع قرن بیستم نظامهای سیاسی خاورمیانه از نوعی بودند که در کتابهای سیاسی کلاسیک به عنوان استبداد شرقی توصیف می شوند. دراین نوع نظام، دولت در خدمت خلیفه یا سلطان و وظیفه عمده اش گرفتن مالیات و نگه داری نیروی نظامی بود، و هیچ اعتمادی بین فرمانروایان و مردم وجود نداشت. در اواخر قرن نوزدهم، برای روشنفکران منطقه که کم و بیش با نظامهای سیاسی غربی آشنا شده بودند این نوع نظام دیگر پذیرفتنی نبود. پس چه چیزی باید جانشین آن می شد؟ یک نظام مشروطه، یعنی یک دولت ملی، که روابط فرمانروایان و مردم را تنظیم و تعریف کند. این نظام یعنی یکی از دستاوردهای سنت حقوقی و سیاسی اروپا، اگرچه در میان طبقات روشنفکر و تحصیل کرده ی منطقه از احترام و ارزش برخوردار بود ولی از نظر توده های مردم، به ویژه توده‌های عرب، مخلوق قدرتهای «کافر و منفور» غربی و توطئه ای برای در هم شکستن اتحاد اعراب و ایجاد تفرقه در امت اسلامی تلقی می شد و بنابراین مشروعیتی نداشت.

 به همین دلیل تلاشهای ترکهای جوان عثمانی، مشروطه خواهان ایرانی و مصری در جهت استقرار نظام مشروطه به هیچ انجامید و خیلی زود آشکار شد که دولتهای منطقه قادر به حفظ نظام پارلمانی آزاد نیستند. بنابراین، هر روز نظامی مستبدتر و خشن تر جایگزین نظام خودکامه ی پیش تر از خود شد و مردم منطقه مانند جانوران آزمایشگاهی در بوته ی آزمایش زورگویان ریز و درشت نظامی و غیرنظامی قرار گرفتند.

آنچه در واقع روی داد این بود که نهادهای سیاسی سنتی خاورمیانه از میان رفتند ولی هیچ نهاد قابل دوامی نیز جای آنها را نگرفت. همین مسئله ریشه ی بی ثباتی امروز خاورمیانه است. در مورد مفاهیم و ایدئولوژیها نیز اتفاق مشابه روی داد و تنش فرهنگی و روشنفکری امروز منطقه نیز پیامد همان است.

زمانی پان عربیسم محبوب ترین مفهوم و ایدئولوژی بود. این مفهوم با تجددگرایی منافات نداشت ضمن آنکه خواستار رهایی از گذشته و سنتهای قدیم نیز نبود. اما این حقیقت که عربها یک دولت واحد هستند در واقعیت منعکس نبود، چرا که پس از تجزیه امرپراتوری عثمانی عربها نه در یک دولت بلکه در دولتهای متعددی زندگی می کردند. بنابراین طبق ایدئولوژی پان عربیسم «واقعیت» باید به نحوی ساخته می شد که با «حقیقت» وفق دهد. اما تلاش برای تحقق بخشیدن به رؤیای پان عربیسم از معنویت به سیاست تبدیل شد، سیاستی که در آن رهبران دولتهای عربی علیه یکدیگر مبارزه و توطئه می کردند، سیاستی که در آن حکومت یک کشور می کوشید حکومت کشور همسایه اش را سرنگون کند، مبارزه ای که در آن میانه روی و امتناع وجود نداشت.

جهت دانلود متن کامل مقاله ایدئولوژی خاورمیانه کلیک نمایید

نظرات() 

یکشنبه 15 فروردین 1395

تاریخ پیدایش اسرائیل

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله تاریخ پیدایش اسرائیل شامل 53 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  تاریخ پیدایش اسرائیل می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

تاریخ پیدایش اسرائیل

پس از اینکه قیومیت انگلیس بطور رسمی پایان پذیرفت, صهیونیست ها پادگان ها و مقامات کشوری انگلیس در فلسطین را مورد حمله قرار دادند. قتل نخستین بازرس سازمان ملل متحد به همراه دستیارش روشن ساخت که هیچ کس نمی تواند با برنامه های صهیونیستی مخالفت نماید و به سرعت گرفتار خشم و تنبیه مقامات صهیونی می گردد. کشتار دسته جمعی دیر یاسین و عین الزیتون و صلاح الدین در آوریل ۱۹۴۸ کشتار های آگاهانه ای بود به منظور اخراج فلسطینیان از راه ترور و وحشت.

در اواخر قرن نوزدهم آئین ناسیونالیستی (۱) سراسر اروپا را فرا گرفته بود. بعضی از یهودیان نیز تحت تاثیر این آئین به این نتیجه رسیده بودند که روابط به اصطلاح نژادی که میان یهودیان موجود است یک “ملیت” یهود می سازد و در نتیجه این به اصطلاح “ملت یهود” حقوق ملی عادی اعطا می کند. از جمله این حقوق ملی, حق زندگی جداگانه و حق تاسیس یک دولت یهودی را نام می بردند. استدلال این گونه یهودیان بدینگونه بود که اگر ملت های دیگر اروپایی موفق شده اند بال قدرت خود را در آسیا و آفریقا بگسترند و بر امپراطوری های خود قسمت های وسیعی از این قاره ها را بیافزایند, قوم یهود هم دارای همین حق است. در نتیجه فکر تشکیل یک حکومت خود مختار در فلسطین که یهودی ها آن را به دلیل زندگی موسی و سلیمان سرزمین آبا و اجدادی خود می دانستند برای اولین بار در سال ۱۸۸۲ پا گرفت. با آنکه اروپا از کمک به این ماجرا دریغ نمی ورزید ,اقدامات اولیه استعمار یهود در فلسطین سرانجام موفقیت آمیزی نیافت و علی رغم کوشش هایی که در سالهای ۱۸۸۲-۱۸۹۷ انجام گرفت, یهودیان کمتر جذب فلسطین شدند و قسمت اعظم آن ها به آرژانتین و ایالات متحده مهاجرت کردند. برنامه یهودیان عملا به شکست انجامید.برای ریشه یابی علل شکست طرح اولیه , نخستین کنگره صهیونی (۲) در اوت ۱۸۹۷ در بازل سوئیس تشکیل شد. ریاست این کنگره را تئودور هرتزل بعهده داشت. هدف اصلی و اساسی صهیونی که در کنگره بازل اعلام شد این بود:”هدف ما ایجاد کانون برای خلق یهود در فلسطین است. این کانون باید به وسیله حقوق عمومی تضمین و حمایت گردد.”باید دانست که از زمانی که برنامه بازل در سال ۱۸۹۷ تدوین گردید تا هنگام تنظیم برنامه بالتیمور که در سال ۱۹۴۲ انجام یافت؛ صهیونیست ها همیشه تعبیر غیر صریح “کانون” را بر لفظ صریح “دولت” ترجیح داده اند. دلیل این ترجیح آن است که لفظ “دولت” بدون شک موجب می شد مخالفتهایی در محافل مختلف برانگیخته شود. در پایان کنگره؛ هرتزل در دفتر خاطراتش اینطور می نویسد: “اگر بخواهم کنگره بازل را در یک جمله خلاصه کنم (والبته این کاری است که علنا نخواهم کرد) باید بگویم که در بازل من دولت یهود را بنیان نهادم. لکن اگر این مطلب را امروز اعلام کنم همه مردم مرا دست خواهند انداخت. در ظرف ۵۰ سال آینده محققا دیگر بر کسی پوشیده نخواهد ماند.برای استعمار فلسطینیان, یهودیان سرمایه دار بسیج شدند و با سرعت هرچه تمام تر وسائل برای یک استعمار و یک یورش تمام عیار مطابق نظم و قاعده تشکیل گشت.”تراست کوهرنیال یهود (۱۸۹۷) ,کمیسیون استعمار, کولونیزاسیون (۱۸۹۸), صندوق ملی یهود (۱۹۰۸), دفتر فلسطین (۱۹۰۸) و کمپانی برای رشد و توسعه زراعی در فلسطین (۱۹۰۸) از نخستین ابزارهایی بودندکه سازمان های صهیونیستی بنیان نهادند.

فعالیت های دیگری نیز در حال انجام بود. لابی صهیونیستی مدام در حال رایزنی با انگلستان بود تا اجازه دهد یک مستعمره نشین صهیونیست خود مختار در شبه جزیره سینا مستقر گردد اما این فعالیت ها بی نتیجه ماند. چرا که دولت انگلیس می ترسید با حضور صهیون ها در آن جا اغتشاش پیش آید که به ضرر دولت بریتانیای کبیر تمام می شد. مقارن با شروع جنگ جهانی اول , استعمار صهیونی فلسطین پس از ۳۰ سال کوشش و فعالیت پیشرفت بسیار کمی داشت و صهیونیست های مقیم فلسطین اقلیت بسیار کوچکی را تشکیل می دادند و تنها شامل یک درصد جمعیت یهود در سراسر جهان بودند. فعالیت صهیونیست ها هم ترس و هم مخالفت یهودیان دیگر را برانگیخت. این دسته از یهودیان راه حل مسئله یهود را خود مختاری در سرزمین فلسطین نمی دیدند و خواهان در هم آمیختن یهودیان با مردم اروپا و ایالات متحده بودند.یهودیان فلسطین حتی ۸ درصد کل جمعیت فلسطین را هم تشکیل نمی دادند و به زحمت ۲٫۵ درصد از زمین های فلسطین را در تصرف داشتند. با شروع جنگ جهانی دور نمای تازه ای برای صهیونیست ها ترسیم شد. جنگ جهانی اول عامل اتحادی شد که در سال ۱۹۱۷ میان امپریالیسم بریتانیا و استعمار صهیونی برقرار گردید. این اتحاد در طی ۳۰ سال بعد از ۱۹۱۷ دروازه های فلسطین را بر روی مستعمره نشینان صهیونی باز کرد و زمینه را برای خرید و غصب املاک خلق عرب فلسطین و اخراج آنها مهیا ساخت و دست آخر مقدمات ایجاد دولت استعماری صهیونی را در سال ۱۹۴۸ مهیا ساخت. بخش عمده ای از فلسطین تحت سلطه امپراطوری عثمانی بود. گرچه این امپراطوری نیز غیر مستقیم اهداف و منافع انگلستان را تامین می کرد.در بهار ۱۹۱۶ با فعل و انفعالات کشور ها و کم و زیاد شدن قدرت ها, موافقت نامه های سری بر سر تقسیم سرزمین های عثمانی میان انگلیس, فرانسه و روسیه تزاری تنظیم گردید. این عهد نامه مقرر می ساخت که بخش اعظم فلسطین باید بین المللی شود. انگلیس که ضعیف شده بود با این توافق سخت مخالفت می کرد و با حمایت از صهیونیست ها می خواست از نفوذی که آنها در ایالات متحده و فرانسه داشتند استفاده کند و مسئله قیومیت بین المللی فلسطین را منتفی سازد. دائما به گوش صهیونیست ها می خواند که باید به بسط برنامه استعمار در فلسطین پرداخت. در آغاز صهیونیست ها بصورت گروه های کوچکی به فلسطین وارد می شدند و اهداف سیاسی, استعماری خود را در زیر پرده ی انگیزه های مذهبی یا انسانی مخفی کرده بودند. در این هنگام اعراب فلسطینی می پنداشتند که این مهاجران زائرانی هستند که تمایلات مذهبی آنها را به “ارض مقدس” کشانده و یا پناهندگانی هستند که پس از تحمل زجر و شکنجه از اروپای شرقی رانده شده اند و در جستجوی پناهگاهی در فلسطین هستند. نتیجه این شد که اعراب فلسطین از این گروه ها صمیمانه و برادرانه استقبال کنند.شیوه رفتار مهمان نوازانه اعراب کم کم جای خود را به سو ظن و ناراحتی داد. اخراج مرتب زارعان و کارگران همچنین تحریم محصولات اعراب تنفر عمومی را برانگیخت, اما هنوز اعراب متوجه جنبه ناسیونالیستی و سیاسی برنامه بسیار وسیع صهیونیست ها نشده بودند.انگلیس پس از آن که از کارهای ابتدایی فارغ گردید در تاریخ ۲ نوامبر ۱۹۱۷ با صدور “اعلامیه بالفور” خط مشی سیاسی خود را بطور رسمی روشن ساخت. در این اعلامیه انگلیس متعهد می شد که از استقرار یک کانون ملی یهود در فلسطین حمایت کند. صهیونیست ها هم بیکار نبودند. از کنفرانس صلح تقاضا کردند تا قیومیت فلسطین را به بریتانیا بدهد. همچنین انگلیس یک یهودی را به عنوان کمیساریای فلسطین انتخاب کرد. سازمان جهانی صهیونی را به عنوان” آژانس یهود” به رسمیت شناخت و دروازه های فلسطین را بر روی مهاجرت وسیع صهیونیست ها گشود و به اعتراضات اعراب توجه نکرد. همچنین انگلستان در فلسطین امتیاز بهره برداری از اراضی خالصه را به مستعمره نشین های یهودی واگذار کرد و از موسسات کاملا تازه ی” کانون ملی” حمایت کرد و به جماعت یهود اجازه داد مدارس مخصوص خود را تاسیس کنند و سازمانی به نام” هاگاتا” ترتیب دهند.در ۹ دسامبر ۱۹۱۷ بیت المقدس (اورشلیم) توسط انگلیس اشغال شد و چشم و گوش عرب ها را کمی باز کرد. از این دوره به بعد است که فلسطین صحنه مقاومت مداوم بر ضد صهیونیست ها می گردد. فاصله سال های ۱۹۱۷-۱۹۴۸ را می توان بعنوان دوره مقاومت کامل فلسطین نام نهاد.

جهت دانلود متن کامل مقاله تاریخ پیدایش اسرائیل کلیک نمایید

نظرات() 

سه شنبه 10 فروردین 1395

تاریخ تحلیلی صدر اسلام

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله تاریخ تحلیلی صدر اسلام شامل 28 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد تاریخ تحلیلی صدر اسلام می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

اعراب شبه جزیره پس از حضرت ابراهیم که در فلسطین مى‏زیست، و فرزنش اسماعیل که در میان عرب جرهمى در حجاز اقامت داشت، نخست پیرو احکام و آداب و رسومى بودند که از آن دو پیغمبر خدا باقى مانده بود.

بعدها دین یهود و نصار و بت پرستى در نقاط مختلف شبه جزیره رسوخ یافت و اوهام و خرافاتى از این راه‏ها در میان جوامع و قبائل عرب رایج‏شد.

به موازات ظهور دین مبین اسلام هنوز اعتقاد به خداى خالق آسمان‏ها و زمین و روزى دهنده، و ایجاد کننده جهان و جهانیان به نام «الله‏» و احکام و مناسک حج و برخى از احکام دیگر از دین ابراهیم و اسماعیل در میان اعراب عدنانى و بخصوص قریش باقى مانده بود که آن را معمول مى‏داشتند.

با این وصف گذشته از یهودیت و نصرانیت و بت‏پرستى، عمل به پاره‏اى از احکام مزبور، اوهام و خرافات زیادى هم در میان عرب رسوخ یافته بود، و به آنها سخت دل بسته بودند.


مقدمه

از جمله به گفته مسعودى بعضى از عب عقیده به وجود پرنده‏اى به نام «هام‏» داشتند و مى‏گفتند هام روح آدمى است که پس از مرگ یا قتل به صورت مرغى در مى‏آید و پیوسته در اطراف قبر او نوحه سرائى مى‏کند، و اخبار دنیا را به مقتول یا متوفى مى‏دهد و در جلو خانه بازماندگان شخص در گذشته به سر مى‏برد(مروج الذهب – جلد ۲ صفحه ۱۵۳)

بعضى دیگر «ذات انواط را پرستش مى‏کردند، عبادت ذات انواط همان دخیل بستن بود. ذات انواط در وادى نخله قرار داشت و از زیارتگاه‏هاى مردم مکه به شمار مى‏رفت. ذات انواط درخت بزرگ سبزى بود که کفار قریش و سایر قبائل عرب هر سال به زیارت آن مى‏رفتند و سلاحهاى خود را بر آن مى‏آویختند. در آنجا قربانى مى‏کردند، و یک روز در آنجا مى‏ماندند (سیره ابن هشام – ج ۴ ص ۸۹۳)

به ذات انواط چیزهایى به عنوان دخیل مى‏آویختند و حاجت و مراد مى‏خواستند.

جمعى دیگر از عرب معتقد به وجود «غول‏» بودند، و عقیده داشتند که غول‏ها در شب‏ها و جاهاى خلوت پیدا مى‏شوند یا در بیابان‏ها سر راه‏ها را مى‏گیرند و باعث آزار آدمى مى‏شوند. عرب هم در صدد بر مى‏آمد که غول را تعقیب کند و نگذارد به او آسیبى برساند.

مسعودى نقل مى‏کند که بعضى از صحابه از جمله عمر بن الخطاب گفته است که وى پیش از ظهور اسلام دى یکى از سفرهایش به شام غول را دیده است که در صدد آزار رساندن به وى بوده و عمر با شمشیر او را زده است! (مروج الذهب – جلد ۲ صفحه ۱۵۵)

عرب به وجود شیاطین و مرده و جن و قطرب و غدار معتقد بودند و براى هر کدام نیز حالات و اوصافى ذکر مى‏کردند.

به خواب و جادوگرى هم اعتقاد داشتند. جادوگرى به نام کهانت در میان قبائل مختلف رواج داشت، و جادوگر از مقام والائى برخوردار بود و راى او را هر چه بود به کار مى‏بستند، و سرپیچى از آن را شوم مى‏دانستند.

«شق‏» و «سطیح‏» دو کاهن و جادوگر معروف عرب بودند که عرب در گیرودارهاى خود به آنها مراجعه مى‏کردند و از آنها نظرخواهى مى‏نمودند.

«ذوالشرى‏» هم که از توده سنگ‏هاى سیاه تراشیده چهارگوش تشکیل یافته بود مورد احترام پرستش بعضى از قبائل عرب بود.

اعتقاد به «انصاب و ازلام‏» نیز از اوهام و خرافات رایج در میان عرب بود. ازلام جمع زلم بر وزن قلم تیرهاى کوچکى بود که از درختى به نام «نبع‏» که با صلابت و قابل انحناء بود مى‏گرفتند و به یک اندازه تراشیده و صاف مى‏نمودند و به هر کدام رنگ مخصوصى مى‏زدند و در قمار و فالگیرى از آنها استفاده مى‏کردند، و به آنها «قداح‏» مى‏گفتند. قداح به معناى تیرهاى بدون پیکان بود. نام این تیرها که در قمار به کار مى‏رفت، به گفته یعقوبى ده تا بود. هفت تاى آنها را «انصب‏» مى‏گفتند: یعنى نصیب و بهره بده، و سه تا «لا تنصب‏» بود.

هفت تاى اول «فذ» داراى یک سهم و «توام‏» داراى دو سهم و «رقیب‏» سه سهم و «حلس‏» چهار سهم و «نافس‏» پنج‏سهم و «مسبل‏» شش سهم و «معلى‏» هفت‏سهم، و سه تاى دیگر: منیح و سفیح و وغد بود که فاقد سهم بود(تاریخ یعقوبى ج ۱ ص ۳۰۰٫)

عرب براى جنگ و صلح و انتقام گرفتن و قربانى کردن و ازدواج و یقین به این که فلان طفل زنازاده است‏یا نیست، یا فلان کار را بکند یا نکند، از این تیرها که کاهن قبیله بنى جمح در مقابل بت «هبل‏» جنب کعبه در کیسه‏اى مى‏ریخت و آن را به هم مى‏زد سپس چوبى در مى‏آوردند و اعلام نظر مى‏نمودند، کسب تکلیف مى‏کرد و نتیجه هر چه بود مى‏باید به کار بست.

خداوند در قرآن مجید نصیب و بهره‏گرفتن از این نوع رایزنى و نظرخواهى و فالگیرى را مانند شراب و قمار اکیدا نهى کرده و آن را پلیدى و از کارهاى شیطانى دانسته است.(یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون. سوره مائده آیه ۹۳)

خلاصه به مرور ایام که اعراب شبه جزیره از توجه به احکامى که از زمان حضرت اسماعیل باقى مانده بود غافل ماندند، براى تسکین خاطر آشفته و پریشان خویش به پرستش معبودهاى ناروا «آله باطله‏» و اعتقادات عجیب و غریب روى آورده و حیران و سرگردان شده بودند، و به گفته حافظ: چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.

جهت دانلود متن کامل مقاله تاریخ تحلیلی صدر اسلام کلیک نمایید

نظرات() 

سه شنبه 25 اسفند 1394

شریعتی و تاریخ اسلام

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله شریعتی و تاریخ اسلام شامل 35 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد شریعتی و تاریخ اسلام می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

پیشگفتار

دکتر علی شریعتی در تاریخ ۲/۹/۱۳۸۲ در روستای کاهک چشم به جهان گشود . پدر او نخستین سازندة ابعاد روحش بود و از همان کودکی او را با کتابهایش و دوستانش آشنا کرده بود. علی در سال ۱۳۱۹ وقتی هفت ساله بود در دبستان «ابن یمین» مشهد ثبت نام کرد.

او در سن سیزده سالگی وارد دبیرستان فردوسی شد و مغزش در آن زمان با فلسفه رشد می کرد و دلش با عرفان داغ می شد. و در شانزده سالگی وارد دانشسرای مقدماتی شد، او در سال اول دانشسرا بصورت جدی در فعالیتهای سیاسی حضور نداشت، اما در سال دوم همه چیز عوض شد. و در سال ۱۳۳۹ انجمن اسلامی دانشجویان را تأسیس کرد. او بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشسرا در روز بیستم مهر ۱۳۳۱ در ادارة فرهنگ آموزش و پرورش استخدام گردید. در مهر ماه سال ۱۳۳۶ بخاطر فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود و پدرش به همراه شانزده نفر دیگر دستگیر و به زندان قزل قلعه برده شدند. دکتر شریعتی در اردیبهشت ۱۳۳۸ برای انجام کارهای اداری به خارج اعزام گردید و در آنجا تحقیق درباره حلاج، سلمان و فاطمه (س) را انجام داد.


   مقدمه

شریعتی و تاریخ اسلام

سه دهه است که بحث از دکتر شریعتی و آثار و افکار او به صورت مداوم و با تمام ویژگی ها و افراط و تفریطهای خاص و معهودش یکی از بحث های رایج در جامعه است. نگارنده این سطور خود اولین بار نام دکتر شریعتی را وقتی شنید که مؤمن متعصبی بجد و با اصرار او را «سنی» معرفی کرد. و بعد از سالهای نزدیک به انقلاب اسلامی با آثار او آشنا شد و شاهد اقبال روز افزون جوانان به این آثار بود و نیز در جریان انقلاب اسلامی نام دکتر شریعتی را به کرات شنید و جملات و سخنان او را دیگر نه در کتابهای او که بر در و دیوار شهرها خواند و عکسش را بر دریای دستها مشاهده کرد پس از انقلاب نیز شریعتی از اقبال و توجه ای روز افزون برخوردار بود و حتی بسیاری که از درون نیز با او بر سر مهر نبودند در ظاهر خود را به او منسوب می کردند تا در چشم خیل مشتاقان او وجاهتی به کف آرند حوادث سهمگین سالهای اولیه دهه ۱۳۶۰ ش البته وضع را دگرگون کرد و از آن پس نام شریعتی چند سالی کمتر شنیده شد و کتابهایش کمتر منتشر گردید.

سال شمار زندگی دکتر علی شریعتی

۱۳۱۲ : تولد در روستای کاهک از توابع مزینان

۱۳۱۹ : ورود به دبستان «ابن یمین» در مشهد

۱۳۲۵: ورود به دبیرستان « فردوسی » مشهد

۱۳۲۷ : عضویت در «کانون نشر حقایق اسلامی»

۱۳۲۹ : ورود به دانشسرای مقدماتی مشهد

۱۳۳۱: اتمام دورة دانشسرا ، استخدام در ادارة آموزش و پرورش مشهد؛ بنیان گذاری انجمن اسلامی دانش آموزان و دانشجویان

۱۳۳۲ : عضویت در نهضت مقاومت مشهد

۱۳۳۳ : گرفتن دیپلم کامل ادبی

۱۳۳۴ : انتشار کتاب های «ابوذر غفاری» و «تاریخ تکامل فلسفه» ورود به دانشکده ادبیات مشهد

۱۳۳۶ : دستگیری به همراه شانزده نفر از اعضای نهضت مقاومت در مشهد

۱۳۳۷ : فارغ التحصیلی از دانشکده ادبیات با احراز رتبه اول، ازدواج

۱۳۳۸ : اعزام به فرانسه با بورس دولتی به دلیل کسب رتبه اول، تولید اولین فرزند، آشنایی با سازمان آزادی بخش الجزایر

۱۳۳۹ : بردن همسر و فرزند به فرانسه

۱۳۴۱ : رحلت مادر و تولد دومین فرزند

۱۳۴۲ : اتمام تحصیلات و اخذ مدرک در رشته تاریخ، تولد سومین فرزند

۱۳۴۳ : بازگشت به ایران، دستگیری در مرز، انتقال به زندان «قزل قلعه» تهران

۱۳۴۴ : انتقال به تهران به عنوان کارشناس و برس کتب درسی

۱۳۴۵: استادیاری رشته تاریخ در دانشکده مشهد

۱۳۴۷: آغاز سخنرانی های او در حسینیه ارشاد به دعوت استاد شهید مرتضی مطهری، انتشار کتاب های «کویر» و «توتم پرستی» و «هبوط در کویر» و مقالة « از هجرت تا وفات»

۱۳۴۸ : سفر به خانة خدا

۱۳۵۰ : سفر به آفریقا تولد چهارمین فرزند

۱۳۵۱ : بسته شدن حسینیة ارشاد و ممنوعیت سخنرانی

۱۳۵۲ : معرفی خود به ساواک و هجده ماه زندان انفرادی

۱۳۵۴ : آزادی از زندان ، خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد

۱۳۵۶ : هجرت به اروپا و رحلت


*بالای درخت سنجد

«کاهک» ، روستای کوچک قدیمی که با ماسه های بادآوردۀ کویر پوشیده بود؛ روستایی فقر زده با آفتاب سوزان وبی رحم ودرختان«گز» و«تاق» ؛ درختانی بی نیازازآب وخاک وبی چشم داشت نوازشی وستایشی که از سینۀ خشک وسوختۀ کویر می رویند .

با آسمانی روشن وصاف درروز وستاره باران واسرارآمیز درشب . با مردمانی صبور، ساده،پاک،مهربان وسخت همچون کویر.

علی، در این روستا، دردوم آذر۱۳۱۲ چشم به جهان گشود. روزی که اوبه دنیا آمد ، برگ های زردونارنجی درختان دردست های نا پیدای بادسردپاییزی می لرزیدند.

جهت دانلود متن کامل مقاله شریعتی و تاریخ اسلام کلیک نمایید

نظرات() 

دوشنبه 24 اسفند 1394

شیرین و فرهاد

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله شیرین و فرهاد  شامل 57 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد شیرین و فرهاد می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه: عاشق شدن فرهاد بر شیرین

زندگی عاشقانه خسرو و شیرین بر اساس زندگی پر فراز و نشیب خسرو و شیرین شاهزاده ارمنی رقم خورده است. خسروپرویز در سال ۵۹۰ میلادی تاجگذاری نمود و رسما شاهنشاه شد. اتفاقات بسیاری در طول حکومت وی رخ داد که در این مکان نمی گنجد ولی زندگی زناشویی این پادشاه حماسه ای را در کشور ما رقم زد که امروز نیز جای خود را در تاریخ ما به شکل زیبایی حفظ کرده است. بسیاری از بزرگان شعر و ادب و تاریخ پیرامون این حماسه سروده هایی را از خود به جای گذاشتند تا نسلهای آینده از آن بهره ببرند همچون فردوسی بزرگ، نظامی گنجوی، وحشی بافقی و چند تن دیگر از بزرگان .

نکته جالب این ماجرا در این است که مادر شیرین که شهبانوی ارمنستان بوده به دختر خویش در این مورد هشدار می دهد که از جریان ویس و رامین عبرت بگیرد و آن را تکرار نکند. ماجرا در بسیاری وقایع همچون ویس و رامین در صدها سال قبل از خسرو و شیرین است.

فردوسی بزرگ می فرماید: خسرو فرزند هرمزد چهارم از دوره کودکی از خصایص برجسته ای برخوردار بود وی پیکری ورزیده و قامتی بلند داشت. از دیدگاه دانش و خرد و تیر اندازی وی بر همگان برتری داشت.
به گفته تاریخ نگاران او می توانست شیری را با تیر به زمین بزند و ستونی را با شمشیر فرو بریزد. در سن چهارده سالگی به فرمان پدرش وی به فیلسوف بزرگ بزرگمهر سپرده شد. خسرو شبی در خواب پدر بزرگ اندیشمند و فریهخته خود انوشیروان دادگر را به خواب دید که به او از دیدار با عشق زندگی اش خبر می داد و اینکه به زودی اسب جدیدی به نام شبدیز را خواهد یافت که او از طوفان نیز تندرو تر است. سپس او را از نوازنده جدیدش به نام باربد که میتواند زهر را گوارا سازد آگاهی داد و اینکه به زودی تاج شاهنشاهی را بر سر خواهد گذاشت.

فردوسی بزرگ می فرماید :

ز پرویز چون داستانی شگفت

 ز من بشنوی یاد باید گرفت
که چونان سزاواری و دستگاه

بزرگی و اورنگ و فر و سپاه
کز آن بیشتر نشنوی در جهان

اگر چند پرسی ز دانا مهان
ز توران و از چین و از هند و روم

ز هر کشوری که آن بد آباد بوم
همی باژ بردند نزدیک شاه

برخشنده روز و شبان سیاه .

روزی خسرو از دوست خویش شاهپور که هنرمندی شایسته بود درباره زنی به نام مهین بانو در قلمرو حکومتی ارمنستان بوده است سخنهایی می شنود. از دختر زیبایش شیرین می شنود که شاهزاده ای برجسته و با کمالات است. شاهپور وی را به خسرو پیشنهاد میکند و خسرو که از تمجید های وی شگفت زده شده بود پیشنهاد وی را می پذیرد . روزی شاپور تصور نقاشی خسرو را به ارمنستان می برد و در حکم دوست نقش واسطه را برای خسرو ایفا میکند . شیرین نیز با نگاهی به فرتور با ابهت خسرو عاشق و دلباخته وی می شود . شاپور حلقه ای را با خود برده بود تا در صورت پاسخ مثبت از شاهزاده آن را به وی تقدیم کند و چنین نیز کرد و شیرین را به تیسپون مدائن در بغداد امروزی که پایتخت ساسانی بود دعوت نمود .

شیرین روزی به بهانه شکار از مادر درخواست اجازه نمود و با اسبی تندرو به نام شبدیز همراه با یارانش راهی تیسفون می گردد .  در میان راه به دریاچه ای کوچک ( به نام سرچشمه زندگانی ) برخورد میکند و از فرط خستگی همانجا توقف میکند . شیرین برای خنک کردن خویش لباسهایش را از تن بدر میکند و برای شنا راهی آب میگردد .  به گفته مورخین چهره شیرین و اندام وی چنان زیبا و محسور کننده بوده که چشمان آسمان پر از اشک می شده است . شیرین در روزگار خویش در زیبای چهره و اندام سرآمد روزگار خود بود و نمونه بارزی از یک زن از نسل آریا. در این میان خسرو که در تیسفون درگیری شخصی به نام بهرام چوبین بود ( بهرام که برای گرفتن تاج و مقام بر ضد شاه شورش کرده بود و سکه هایی به نام خود ( بهرام ششم ) ضرب کرده بود . ) به اندرز بزرگ امید یا بزرگمهر پایتخت را برای مدتی ترک میکند.

 به همین به یارانش در تیسپون می سپارد که اگر شیرین شاهزاده ارمنستان به دیدار وی آمد از او به مهربانی پذیرایی کنند . خسرو پس از این وقایع سوار بر اسب خویش تیسفون را به همراه سپاهی بزرگی با درفش کاویانی به دست ترک میکند و از قضای روزگار خسرو به همان منطقه ای می رسد که از نظر سبزی و زیبایی بر دیگر مناطق برتری داشته است و شیرین نیز همانجا با بدن عریان مشغول آب تنی بوده است . شیرین با خود اندیشه میکند که این شخص چه کسی می تواند باشد که چنین احساساتی را در وی بوجود آورده است بیگمان تنها خسرو است که مرا گرفتار خویش کرده است . ولی از طرفی خسرو شاه شاهان چگونه ممکن است با چنین لباس و ظاهری عادی در دشت ها و مزارع حاضر شود . پس لباس خویش را بر تن میکند و بر سوار بر اسپ خویش میگردد و دور می شود . خسرو نیز که تصویر وی را توسط شاپور دیده بود او را شناخت و دقایقی که مهو زیبایی شیرین شده بود او را از دست داد و هنگامی که در پی او جستجو کرد وی را نیافت . خسرو اشکی از دیدگانش فرو می ریزد و خود را سرزنش میکند و به راه خود ادامه می دهد .

فردوسی بزرگ می فرماید :

چنان شد که یکروز پرویز شاه

همی آرزوی کرد نخچیرگاه
بیاراست برسان شاهنشهان

که بودند ازو پیشتر در جهان
چو بالای سیصد ب زرین ستام

ببردند با خسرو نیکنام
همه جامه ها زرد و سرخ و بنفش

شاهنشاه با کاویانی درفش
چو بشنید شیرین که آمد سپاه

 بپیش سپاه آن جهاندار شاه
یکی زرد پیراهن مشکبوی

بپوشید و گلنارگون کرد روی .

شیرین نیز به پایتخت رسید و خود را به دربار معرفی نمود. زنان دربار که از زیبایی او شگفت زده شده بودند وی را احترام گذاشتند و او را راهنمایی کردند. شیرین پس از ساعتی متوجه آشوبهای پایخت می شود و از اطرافیان می شنود که خسرو به همین منظور دربار را ترک کرده است. در این لحظه متوجه می شود که شخصی که در میان راه در حال آبتنی مشاهده کرده بود کسی نبوده جز خسروپرویز معشوقه خود. در همین حال خسرو به ارمنستان رسید. و به دیدار مهین بانو شهبانوی ارمنستان رفت و در کنار وی شرابی نوشید و از فقدان شیرین ابراز ناراحتی نمود . خسرو پس از چند روز اقامت در ارمنستان پیکی از تیسپون دریافت میکند که بزرگان برای وی نوشته بودند . متن نامه حکایت از آن داشت که پدر خسرو ( هرمزد ) درگذشته است و حال تاج و تخت کشور در انتظار اوست . خسرو راهی تیسپون می شود و پس از رسیدن به آنجا مشاهده میکند که شیرین تیسفون را ترک کرده است .

جهت دانلود متن کامل مقاله شیرین و فرهاد کلیک نمایید

نظرات() 

پنجشنبه 20 اسفند 1394

شیوه های آموزش املا

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله  شیوه های آموزش املا شامل 20 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  شیوه های آموزش املا می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

از ابتدای آموزش رسمی خواندن و نوشتن به کودکانمان می آموزیم که چگونه بنویسند تا بتوانند آموخته های خویش را در هر دقیقه به کار بندند. اما با کاستی ها و ضعف هایی که درآموزش نادرست این درس وجود دارد بسیاری از دانش آموزان درنوشتن کلمات آموخته شده در متن هایی به جز متن درسی مشکل ندارند. معمولاً آموزش املا به شیوه های زیر انجام میشود. ۱- املای کامل کردنی ۲- املای تقریری ۳- املای گروهی ۴- املای پای تخته ای ۵- املای گروه کلمه  که هریک ازاین ۵ روش فواید و معایبی رابه دنبال دارد و بهتر است از این روشها به صورت تلفیقی استفاده شود و مشخص کردن اشتباهات املایی به تنهایی کافی نیست بلکه باید به بررسی دقیق نقاط ضعف فراگیران پرداخت و با رفع نارسانویسی وارونه نویسی و قرینه نویسی و ضعف حافظه دیداری و تمیز حافظه دیداری و حساسیت شنیداری و…  به تقویت این مهارتها پرداخت.متن های املا تا حد امکان باید هم به تربیت غیر مستقیم اجتماعی آنها کمک کند و هم موجب وسیع کردن اطلاعات لغوی و عمومی آنها شود و انگیزه لازم را در فراگیران برای صحیحی و زیبا نوشتن ایجاد کند.

 ارزشیابی املا به دو شیوه انجام می شود. ۱- تصحیح فردی۲- تصحیح جمعی یا گروهی :

تصحیح فردی به دو صورت انجام می گیرد:۱- توسط معلم در حضور دانش آموز

                                            ۲- توسط معلم بدون حضور دانش آموز

                                                ۱- توسط دانش آموزازروی تخته یا کتاب

تصحیح جمعی به دو صورت انجام می گیرد: ۲-توسط دانش آموزباتعویض دفاتراملا

                                            ۳- توسط دانش آموزان پس ازخواندن معلم

معلم بایستی هنگام ارزشیابی ازکارهایی که موجب یأس و بیزاری دانش آموزان ازدرس املا می شود پرهیز کند. معلم باتنظیم جدول بررسی املا به شیوه جمعی یا فردی بهتر می تواند نقاط ضعف املایی هر کدام از دانش آموزان را زیر نظربگیرد و برای رفع آنها برنامه ریزی کندو تمرینهایی را متناسب با نوع اشکالات به دانش آموزان بدهد و حاصل این ارزیابیها منجرمی شود تا معلم بتواند ازپیشرفت تدریجی دانش آموز آگاه و شاهد موفقیت چشمگیراو باشد.

مقدمه

املا (نوشتن نیمه فعال )

املا کلمه ای است عربی به معنی پرکردن ،تقریر مطلبی تا دیگری آن را بنویسد. طریقه نوشتن کلمات و به معنی رسم الخط و درست نویسی نیز آمده است .اما ((دیکته)) کلمه ای است فرانسوی و به معنی مطلبی است که کسی بخواند و دیگری بنویسد. درزبان فارسی کلمه ای معادل املا و دیکته نداریم ولی می توان آن را ((از برنامه نویسی)) یا ((گفتارنویسی)) نامید و منظور این است کهشخص گفته های دیگران را بدون دیدن آن کلمات بنویسد.

هدفهای آموزش املا

۱-ارزشیابی و تمرین آنچه که دانش آموز درکتابهای درسی خود آمیخته است و تشخیص توانایی او درنوشتن صحیح آنها

۲- آموختن کلمه های رایج و مورد نیاز درزبان امروز برای کمک به خواندن و نوشتن

۳- تعلیم آیین نگارش و نوشتن صحیح کلمات و یادگیری شکل،معانی و مفاهیم کلمات جدید و موارد کاربرد آنها

۴- تشخیص نقایص املایی دانش آموزان و کوشش برای رفع اشکالات و افزایش دامنه اطلاعات  لغوی او

۵- افزایش مهارتهای زبان آموزی

شیوه های آموزش املا

۱- املای کامل کردنی : این املا یا ابتکار آموزگاران ممکن است به روشهای متفاوت اجر اشود. متنی توسط معلم ساخته یا تهیه میشود که درآن ۲۰ کلمه که دارای ارزش املایی می باشد،به کار رفته باشد که متن تنظیم شده به تعداد فراگیران تکثیر و دراختیار آنان قرار می دهد،و یا این که روی تخته سیاه نوشته و دانش آموزان در دفاتر املا خود می نویسند.

*مزایای املای کامل کردنی

الف- سرعت درتصحیح املا به ویژه درکلاسهای پر جمعیت

ب- ارزشیابی بیشترازدرسها و توجه به کلمات دارای ارزش به ویژه درسهای طولانی

ج- صرفه جویی دروقت معلم و رسیدگی بیشتربه وضعیت املایی دانش آموزان

د- امکان بررسی یکسان املاها با توجه به موارد درنظر گرفته شده

ه‍ – آشنایی دانش آموزان با متون جدید،نحوه نوشتن املا و کاربرد علایم نگارش و….

اشکالات کامل کردنی

الف-همیشه نمی توان استفاده کرد و کاربرد مستمر درکلاس ندارد

ب- درطول تهیه متن ممکن است کلمه های دیگری به تناسب محتوا به کلمات انتخابی افزوده و یا حذف شود که لازم است معلم از کلمه های به کاررفته درکتاب اطلاع داشته باشد.

۲- املای تقریری :بهتر است معلم متن خود ساخته را که قبلاً آماده کرده یکبار کامل بخواند تا دانش آموز با متن آشنا شود و بعد به تدریج بخواند و دانش آموز بنویسد .

جهت دانلود متن کامل مقاله  شیوه های آموزش املا کلیک نمایید

نظرات() 

پایان نامه جلوه های طبیعت دراشعار شهریار به انضمام حیدربابایه سلام و سهندیه شامل 164 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد جلوه های طبیعت دراشعار شهریار به انضمام حیدربابایه سلام و سهندیه می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

 گل ها و گیاهان و درختان و بیشه و باغ و جنگل و سبزه زارها و چمن ها

وجود مناظر طبیعی سرسبز و بکر و درختان انبوه، کوه های آراسته به انواع گل های رنگارنگ، صف کشیدن گل ها به دور آب، باغ های فرحبخش و سبزه زارها و چمنزارها، جنگلی با آبشارهای دلکش و درختان انبوه و گلزارهای خرم، رقصیدن گل ها و گیاهان، شنیدن صداهایی دلنواز از وزش نسیم و باد در  جنگل ها و بیشه ها و … همگی از جلوه های زیبای طبیعت می باشند که شاعر هنرمندانه همه آن ها را در پردۀ شعر نقاشی کرده و با توصیف خود تصاویری زیبا و تابلوهایی رنگین از آن ها به وجود آورده است. وی همچنین در توصیفات زیبای خود در زمینۀ گل ها و گیاهان و سبزه زارها و … از تخیلات ذهنی و تجارب شخصی خود استفاده کرده است چرا که شاعر دوران کودکی خود را در دامان طبیعت گذرانده و از نزدیک چنین جلوه ها و پدیده های زیبای طبیعت را دیده و لمس کرده است.

کنون که لاله نهاده رخ به دامن هامون                 کنون که سبزه بسوده است سربه سینه صحرا

                                                                  (ج ۱ : ۴۴۷)

         قارچ هایی که به صف چون شمشاد                   رســـــــته باشند و بـــلرزند از بـــــــاد

                                                                                             (ج ۲ : ۹۵۴)

 بید آشفته تر از طرۀ لیلاسـت، ز باد                     نــه عـجـب گر کند این منظره مجـنون ما را

                                                                                     (ج ۱ : ۷۷)

        برگ ها با نوسانی در رقـــــــــص                  که ندارد سـرمویی نـه و نقــــــــــــص

                                                                                                          (ج ۲ : ۹۱۱)

        جنگل از سایه روشن مهــــــــتاب                   جــلوه یی از جـــمال صــنعت اوســـت

                                                                                                        (ج ۱ : ۱۲۱)

       صف سنبل نماز کرد و ســـــــجود                 لالـه، قـــــندیل مســـــجد و محـــراب

                                                                                                     (همان : ۴۶۷)

        عروس گل به سـرحجله گاه ناز آمـد                  به شـور و غلغله مرغان نغمه ســــاز آورد                    (همان : ۱۷۴)

در شعر شهریار توصیف ها به قدری هنرمندانه و به اندازه ای زنده می باشند که خواننده آن را در مقابل خود می بیند یا به عبارت دیگر «نگرش شهریار به طبیعت در مقایسه با شاعران کلاسیک متفاوت است. او با         بی طرفی طبیعت را توصیف نمی کند بلکه با طبیعت ارتباط همدلانه دارد و طبیعت در شعر او همچون شخص و موجود زنده است.» (اجتماعی، ۱۳۸۳: خ)

۲-۱) گل ها و گیاهان:

ارتباط مستقیم شاعر با طبیعت سبب شده که به شناخت و کشف زیبایی های آن نائل آید، از باغ و رقص گل ها و گلزارهای خرم گرفته تا صحرا و کوه و دشت و …  تا بتواند همه عناصر و مظاهر طبیعت را در پردۀ شعر نقش کند.

گل پربسامدترین عنصر طبیعت است که با حضوری محسوس در دیوان شهریار تصاویری بدیع و رنگینی    خلق کرده است.

بـه شـاباش عروس لاله، چون رقاصۀ گلبــــن

گل که برسر چترش ازشمشاد و بر دوشش شنل

برخاسـتند رقـــــص کـــنان گـــلبنان بــــاغ

برگــــل عـــارض از آن زلف طـــلایی فامش

دهـــان غـــنچه گـــل واشــود که ابـــر بهار


به صـد دامن گل افشانیم و درپایش سراندازیم
(ج ۱ : ۳۲۹)

لـــــرزد از چـــشغره های بـــرق بارانی تو
(همان : ۳۷۱)

تا در چـــــمن تـــرانه نــواز آمـد این نوید
(همان : ۵۱۰)

یـــاد پـــروانه زرین پـــر و بــالی کـــردیم
(همان : ۳۲۵)

به دایـــــگی شــد و پرشیر ساخت پستان را
(همان:۸۵)

شهریار در اشعار خود با استفاده از صور خیال تصاویر و تابلوهای متعدد و رنگارنگی از گل ها و گیاهان    ترسیم نموده است.

به دور حـــلقه اســتخر از گــل و شـمشاد


 به صـــف ســتاده نوازنـدگان رامــــشگر

                                      (ج ۲ : ۸۸۷)

به یاری صنعت تشخیص، گل و شمشاد به مانند نوازندگان رامشگر هستند که به دور استخر به صف         حلقه زده اند.

مـی مـــحبتدن ایـچیب لاله بـیتیبدیر یاناغیندا

                               (شهریار، ۱۳۸۷: ۷۳)

گل لاله از لحاظ عنصر رنگ (سرخ بودن) به زیبایی توصیف شده، این که لاله شراب محبت نوشیده، به این جهت گونه هایش سرخ شده است.

با استفاده از تشبیه، گل به شکل های گوناگون در دیوان شهریار توصیف شده است. گاهی به مانند عروسی زیبا و گاه به سان دختریست کولی.

گـول چیچکدن بـزه ننده، نه گلین لرکیمی نازین

                                          (شهریار ۱۳۸۷: ۷۰)

عــروس گـل به سرحجله گاه ناز آمد

گل دختریست کولی و از تاب آفـتاب


به شـــور و غلغـــله مــرغان نغمه ساز آورد
(ج۱ : ۱۷۴)

چون عــــقد گــوهرش به جبین ریخته است
(همان : ۴۱۱)



جهت دانلود متن کامل پایان نامه جلوه های طبیعت دراشعار شهریار به انضمام حیدربابایه سلام و سهندیه کلیک نمایید

نظرات() 

دوشنبه 17 اسفند 1394

زندگی نامه شهریار

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله زندگی نامه شهریار  شامل 36 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  زندگی نامه شهریار می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه :

 سید محمد حسین بهجت تبریزی فرزند حـــاج میر آقا خشکنابی مقارن انقلاب مشروطیت و بین سالهای ۱۲۸۵ – ۱۲۸۳ شمسی در روســتای خشکناب نزدیک بخش قره چمن متولد گردید . پدرش که در آغاز طلبه بود بعد مجتهد و سپس از  وکلای برجسته و ول وکیل آذربایجان مردی بود فـــاضل، خوشنویس ، کریم الطبع و با ایمان که در سال ۱۳۱۳شمسی مرحوم و در قم مدفون شد . محمد حسین تحصیل را در مکتب خانه ی قریه ی زادگاهش با گلستان سعدی ، نصاب قران و حافظ آغاز کرد و نخستین مربی او والد ماجدش و بعد مرحوم امیر خیزی بود . تحصیلات ایتدایی را در مدرسه های متحده و فیوضات و متوسطه را در تبریز و دارالفنون تهران به پایان رساند . در سال ۱۳۰۳ وارد مدرسه‌ی طب شد .

 تا آخرین ســال پزشکی را با هر مشقتی که داشت سپری کرد و در بیمــارستان مراتب انترنی را می گذراندکه به سبب  پیشامدهای عاطفی و عشقی از ادامه ی تحصیل منصرف شد و کمی قبل از اخذ مدرک دکتری ، پزشکی را رهـا کرد و به  دمات دولتی پرداخت . به قول خود شهریار این شکست و ناکامی در عشق موهبت الهی بود که او را از عشق مجـــازی  به عشق حقیقی  معنوی رساند .

 در اوایل جوانی و آغاز شاعری « بهجت » و پس از سال ۱۳۰۰ که به تهران رفت « شیوا » تخلص می کرد ولی به انگیزه ی ارادت قلبی و ایمانی که از همــان کودکی و نوجوانی به خواجه شیراز داشت برای یـــافتن تخلص بهتر وضو گرفت نیت  کرد ودو بار از دیوان حافظ تفال کرد که هر دو بار کلمه ی « شهریار » آمد و چه تناسبی داشت با غریبی او .

 و نیت تقاضای تخلص از خواجه :

غـــم غریبی مهنت چــــو بر نمی تـــابم                   روم به شهر خـــود و شهریـــــار خود یاشم

دوام عمــر و ملک او بخواخ از لطف حق                که چرخ این پکه ی دولت به نام شهریاران را

 هر چند خود نیتی درویشـــانه کرده بود و تخلصی « خاکســــــارانه » می خواست ولی به احترام حافظ تخلص شهریار  را پذیرفت .

 الف) ویژگیهای او :

شهریار شاعری مومن و مسلمان بود . عمق اعتقادات قلبی خلال بسیـــاری از اشعارش به خوبی پیداست.

 از دیگر خصوصیات بارز او او دقت و حساسیت فوق العـــاده فروتنی و درویشی همیشگی مهمان دوستی و مهمان نوازی  دائمی ، خلاص و صمیمیت ویژه با دوستان واقعی علاقه مفرط به تمامی هنر ها بخصوص شعر ، موسشقی و خوشنویسی بود .او خط نسخ  مستعلیق بویژه خط تحریر را خوب می نوشت . در جوانی سه تــــــار می نواخت و آنجنان نیکو می نواخت که اشک استاد ابو لحسن صبا را جاری می ساخت و برای ساز خود می سرود :

نال به حال زار من امشب سه تار من               این مایه ی تسلی شبهای تار من است

پس از مدتی سه تار را برای همبشه کنار گذاشت .

 خاطرات کودکی و نوجوانی شهریار :

بیش تردر منظومه های حیدربابا ، هذیان دل ، مومیایی و افسانه ی شب منـدرج است و با خواندن آنها می توان دور نمای کودکی او را کم و بیش مجسم کرد . تلخ ترین خاطـــره ی زندگی او مرگ مادر  است که ر تاریخ ۳۱ تیر مــــاه ۱۳۳۳ اتفاق افتاده و شاهکار خوب و ماندنی : ای وای مادرم » یادگـــــار آن دوران است .

 مادش نیز همچون پدرش در قم مدفون شد . ازسال  ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴  در اداره ی  ثبت اسناد نیشابور و مشهـــد خدمت کرد. در نیشابور به خدمت نقاش بزرگ کما الملک رسید و آن مثنوی معروف و زیبا را برای استــاد سرود و در مشهد همـدم  و عاشراســــتاد فرخ خراسانی ، گلشن آزادی ، نوید و دیگر شاعران گرانمایه ی آن خطــه ی پر برکت بـود در سال ۱۳۱۵  شمسی ه تهران منتقل شد مدتی در شهر داری و پیش رو هنرسپس در بــانک کشاورزی به کار پرداخت . چنــد سالی در  عوالم درویشی یر کرد  سر آنجام به زاد گاه اصلی خود تبریز باز گشت و تا زمان باز نشستگی در بانک کشـــــاورزی  تبریز خدمت کرد . لفبت پس از هشتاد و سه ســــال زندگی شاعرانه ی پر بار و با افتخـــار روح این شاعر بــزرگ در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ به ملکوت اعلی پیوست و جسمش در مقبره الشعرا ی تبریز که مدفن بسیاری از شعرا و هنـر مندان  آن دیار است به خاک سپرده شد . به مناسبت اولین سالگرد در گذشت او اداره ی پست و تلاگراف با ابتکاری هنـــری در سرس تمبر های یادگار ی خود و با عنوان : بزرگ داشت استاد محمد حسین شهریار شاعر شهیر ایرانی تصویر شهـــریار و مقبره الشعرای تبریز را یه همراه شعر معروف « علی ای همای رحمت تو چه آیتــی خدا را » را یه خط شکستـــه نستعلیق انتشار داد  همچنین کتاب یادنامه ی شهریار به خط خوشنویسان اصفهان و مجموعه ی  مفصل دیگری به نام سوگـنامــه و یاد واره ی فارسی و ترکی شهریار از سوی کتاب فروشی ارک تبریز منتشر گردید .

جهت دانلود من کامل مقاله زندگی نامه شهریار کلیک نمایید

نظرات() 

یکشنبه 16 اسفند 1394

استاد محمد حسین شهریار

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله  استاد محمد حسین شهریار  شامل 17 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  استاد محمد حسین شهریار می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

استاد محمد حسین شهریار:

 شهریار شاعری عاشق بود که شعر او جلوه ای از پاکی وجود و تبلور حقیقی احساس بود. با آن دلی که غزال چابک دشت های غزل بود، می خرامید و چشم زیبا دوستِ «شاعـری» را به خود وا می داشت. آن جا که در دامـن دل انگیز «حیـدر بابا» طنیـن می افکند، دل هر عاشق وارسته ای به آن سو می شتافت. او در سیر پر دامنه خویش، در سلوک عاشقی تا بدان جا پیش رفت که سزاوار دریافت خرقه از دستان مرشد طریقت گشت؛ اما فروتنی و خاکساری اش او را به عالم شاعری فرا خواند. روح پر تلاطم و پر تکاپوی نغز پرور او را می ستاییم.

سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در سال ۱٢٨۵ شمسی در خانواده ای اهل ادب در تبریز به دنیا آمد. ایام کودکی او با جنبش آزادی خواهان مشروطه به رهبری ستارخان و باقرخان همراه بود. وی در کودکی با قرآن و دیوان حافظ آشنا شد. پس از تحصیلات مقدماتی حوزوی به تهران رفت و وارد مدرسه دارالفنون گردید. شهریار سپس وارد مدرسه طب شد ولی در پی حادثه ای پس از ۵ سال تحصیل بدون اخذ مدرک دکتری تهران و دانشکده را ترک گفت و در خراسان وارد خدمت دولتی گردید. او در نیشابور به دیدار کمال الملک نقاش مشهور رفت و شعری درباره وی سرود. شهریار از آن پس مدتی در تهران سکونت داشت و از سال ۱۳۱٩ ش. در تبریز اقامت گزید. وی همزمان با اوج گیری نهضت اسلامی با زبان شعر انقلاب اسلامی را همراهی کرد.

شهریار به عنوان یکی از مشهورترین غزل سران معاصر مطلوب خاص و عام است. او غزلهای دلنشین بسیاری سروده که یادگار نخستین عشق آتشین اوست. عشق عرفانی نیز در اشعار شهریار مقام والایی دارد و بر بیشتر شعرهای او سایه افکنده است. کلیات اشعار شهریار متجاوز از پانزده هزار بیت از قصیده و عزل و مثنوی و قطعه است که در سه مجلد به چاپ رسیده است. بسیاری از خاطرات تلخ و شیرین از دوره های گوناگون زندگی، در اشعار شهریار منعکس است و با خواندن آنها می توان گوشه هایی از زندگی شاعر را از نظر گذراند. از شعرهای به یاد ماندنی او می توان به اثر زیبا و آسمانی او در وصف مولای متقیان علی (ع) اشاره کرد که سالهاست چون گوهری در میان دیگر اشعار او میدرخشد.

شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را
می سـتایـند. منظومه «حـیـدر بابا» نه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.

حیدربابا نام کوهى در زادگاه استاد محمد حسین بهجتى تبریزى ملقب به شهریار است. منظومه «حیدر بابایه سلام» نخستین بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تاکنون به زبانهاى مختلفى ترجمه شده است. لیکن ترجمه بى بدیل آن به شعر منظوم فارسى توسط دکتر بهروز ثروتیان شاهکارى ماندگار است. مترجم در توضیح هدف خود از انجام این کار بسیار دشوار مى گوید: «زیبایى یک شعر در وزن و آهنگِ کلماتِ همنشین در یک بیت و هماهنگى آواها از نظر نرمى و درشتى و حتى برداشت و فروداشتِ حرکات نهاده شده که ذوق و استعداد هنرمند آنها را به هم دوخته است تا خواست دل او را به صورتى مؤثر و دل انگیز بیان کند. از همین روست که هر گونه تغییر در صورتِ شعر زیبایى و دلربایى آن را پریشان مى سازد بى آنکه شاید به شکل خیالى یا معنى آن لطمه اى بزند.»

حیدربابا سندى زنده است، و پرده اى رنگین و برجسته از زندگى در روستا را نشان مى دهد. مضمون اغلب بندهاى آن شایسته ترسیم و نقاشى است. زیرا از طبیعت جاندار سرچشمه مى گیرد. قلب پاک و انسان دوستِ شهریار بر صحنه ها نور مى ریزد و خوانندگان شعرش را به گذشت هاى دور مى برد. نیمى از این منظومه نامنامه و یادواره است که شاعر در آن از خویشان و آشنایان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمینها و صخره هاى اطراف خشگناب نام مى برد و هر یک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد.

شهریار بی گمان در شاعری، استعدادی درخشان دارد که در سراسر اشعار او، ‌روحی حساس و شاعرانه، ‌موج زنان بر بال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است. او به تجدد و نوآوری در شعر گرایش محسوسی داشت و اشعاری که برای نیما یوشیج و به یاد او سروده، ‌حکایت از این موضوع دارد.

شهریار در سال ۱۳۶٧ ش. در مراسم مجتمع هنر و ادبیات دفاع مقدس به دریافت لوح دست خط زرین حضرت امام خمینی (ره)، دیپلم افتخار و سکه یادبود مجتمع به عنوان برگزیده شعر نائل آمد. این شاعر شهیر سرانجام در بیست و هفتم شهریور  ۱۳۶٧ ش. در سن ٨٢ سالگی در تهران درگذشت و در مقبره مقبرة الشعرای تبریز، که مدفن بسیاری از شعرا و هنرمندان آن دیار است، به خاک سپرده شد. شعرش جاودانه و نامش ماندگار باد.

جهت دانلود متن کامل مقاله  استاد محمد حسین شهریار کلیک نمایید

نظرات() 

جمعه 14 اسفند 1394

نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی  شامل 15 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

استاد شهریار

سید محمد حسین بهجت تبریزی با تخلص شهریار (۱۳۶۷-۱۲۵۸) ،یکی از شاعران برجسته معاصر است.

وی دوران کودکی خوی رادر کشاکش انقلاب و در جریان نهضت مشروطه به سر برد.تحصیلات خود را در تبریز آغاز نمود ودر مدرسه دارالفنون تهران ادامه داد و پس از پایان دوره متوسطه وارد دانشگاه پزشکی شد،اما به دلایلی تحصیل رارها کرد و در خط شاعری افتاد .

شهریار بیشتر اوقات خود را به سرودن شعر می گذرانید ،وی در سالهای انقلاب و پس از آن به مضامین اخلاقی و دینی در اشعارش روی آورد.

او در سرودن انواع شعرفارسی مهارت داشته و طبع آزمایی کرد و علاوه بر آن به زبان مادری خود ، ترکی آذری، نیز اشعاری زیبا سرود ه است؛ از جمله کارهای مهم ادبی منظومه حیدر بابا و کلیات دیوان اوست.

شهریار به شاعران طراز اول فارسی عشق می‌ورزید و شیوة سرودن آنها درشعر او نمایان است .در شعر شهریار اندیشه های دینی و دلدادگی های فراوان نسبت به مولا علی (ع)مشهود است .(۱)

 

 علی ای همای رحمت

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
مگر  ای سحاب رحمت تو بباری ورنه دوزخ
برو ای گدای مسکین د رخانة علی زن
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
بجز ازعلی که آرد پسری ابوالعجایب
چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان
نه خداتوانمش خواند،نه بشر توانمش گفت
به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
به امید آنکه شاید برسد به خاک پایت
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
چه زنم چو نای هردم زنوای شوق او دم
همه شب در این امیدم ،که نسیم صبحگاهی


که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به شرار قهر سوزد ،همه جان ما سوی را
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو علی که می‌تواند که به سر برد وفا را
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
که زکوی او غباری به من آر توتیا را
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
که زجان ما بگردان ره آفت قضا را
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را

زنوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شــهریارا

استاد مفتون همدانی

سید آقا کبریایی متخلص به » مفتون «  در سال ۱۲۶۸ ه.ش در شهر همدان متولد شد؛ با الهام ازنام پدرش او را »میرآقا « نامیدند ،گویند نسبت مفتون با سی وهشت واسطه به حضرت سید سجاد (ع)و خاندان عصمت و طهارت می‌رسد.

مفتون از ابتدای جوانی در طریق ولا قدم نهاد و دل به محبت سرور اولیاءعلی (ع)سپرد ، در درویشی پاک طینت بوده و چهره ای مهربان و نورانی داشته است .

شاعر همدانی ، پس از سپری کردن دوران نوجوانی و در سایة توجه و تربیت پدر و ارسته خود ، تحصیلات ابتدایی رادر همدان به انجام رسانید و دروس عربی و ریاضیات را ضمن اشتغال به کار روزانه ،نزد استادان فن تکمیل کرده، هیئت و نجوم رانیزآموخت ولی به دلیل نشو و نما در محیط ادب و عرفان ، طبع وی به ادبیات و سخنوری متمایل تر بوده؛ او ساعات فراغت خود را به مطالعه دیوان شاعران بزرگ می گذرانید.

مفتون د رآغاز کار شاعری، نام خانوادگی خود » کبریایی « را تخلص قرار می داد ،ولی به زودی آن راتغییر داده تخلص» مفتون« رابرگزید.

جهت دانلود متن کامل مقاله نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی کلیک نمایید

نظرات() 

چهارشنبه 12 اسفند 1394

شرح سه قصیده از دیوان خاقانی

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله شرح سه قصیده از دیوان خاقانی  شامل 40 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد شرح سه قصیده از دیوان خاقانی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدّمه ای درباره خاقانی:

 افضل الدّین بدیل بن علی نجار در سال ۵۲۰ ه.ق در شهر شروان متولد شد .او تربیت اولیه خودرا بیشتر مرهون عمّ خویش کافی الدین عمربن عثمان می باشد  که وی نیز طبیب و فیلسوف بوده است ودرابتدا چون نمی خواسته است که شغل پدر را درپیش گیرد از او رنجیده خاطر شده ونزد عمویش رفته  است.

    « افضل الدّین ۲۵ ساله بود که عمویش وفات یافت و اورا تنها گذاشت ،بعد افضل الدین به نزد استاد دیگری به نام ابو العلاء گنجوی رفت و ابوالعلاء او را به دربارخاقان منوچهرمی برد و از این زمان  تخلصش را از«حقایقی» به «خاقانی» تغییر میدهد؛خاقانی بادختر ابوالعلاء ازدواج می کند اما طولی نمی کشد که رابطه او با پدرزنش تیره میشود وپدرزنش راهجو می گوید».

 (نقل به اختصارازمقدمهْ خاقانی/ افضل الدین / دیوان/ سجادی/انتشارات زوار/ چاپ هفتم /۱۳۸۲)

 مرگ کافی الدین بدترین و تلخ ترین حادثه زندگی خاقانی تا این لحظه است که جانسوزترین قصاید خود را در ماتم او سروده است علاوه براین قصاید ،«حبسیات» او نیز ازاشعار طراز اول دیوان اوست.

آثار خاقانی

 ۱-  دیوان اشعار که شامل حدود ۱۷۰۰۰ بیت می باشد.

   ۲- مثنوی تحفة العراقین

 ۳-  مثنوی ختم الغرایب

 ۴-  منشآت خاقانی

 خاقانی بنا بر اصح اقوال درسال ۵۹۵ ه.ق در تبریز وفات یافته ودر مقبرةالشعراء  سرخاب مدفون است .

   (همان / به اختصار از مقدمه)

قصیده اول

 درتوحید و موعظه ومدح حضرت خاتم الانبیا(ص)

 ۱- جوشن صورت برون کن درصف مردان درآ                   دل طلب کز دار ملک دل توان شد پادشا

 واژه شناسی

 جوشن : سلاحی باشد غیر زره چه زره تمام از حلقه است و جوشن حلقه و تنگه آهن باهم باشد ( برهان).

 ونیز سلاحی جبّه مانند که از حلقه آهن سازند و شبیه زره است  (معین).

 صورت : شکل ، قالب ، جسم وکالبد ( لغت نامه دهخدا ). دل: نفس ناطقه ومحل تحصیل معانی ومخزن اسرارحق

 (فرهنگ لغات واصطلاحات عرفانی)  دار: خانه (معین).

 معنی شناسی

 جسم ظاهریت را ترک کن وبه گروه مردان خدا بپیوند و دل را بطلب زیرا از فرمانروایی خانه دل می توان به پادشاهی درعرصه معرفت رسید .

 ۲- تا تو خودرا پای بستی باد داری دردو دست                خاک بر خود پاش کز خود هیچ نگشاید تورا

 واژه شناسی

 باد وخاک هر دو از عناصر اربعه .  باد دردست داشتن : تهیدست بودن ، بی چیز بودن (فرهنگ کنایات).

 پای بست خود بودن : بسیار به خود دلبستگی داشتن (معین).

 زیبایی شناسی

 بین باد وخاک صنعت« تضاد» وجود دارد ، پا ودست نیز« مراعات النظیر» دارد و نیز تکرار کلمه «خود».

 معنی شناسی

 تا اینگونه به خود دلبسته ای چیزی نداری پس خودرا نادیده بگیرکه این« خود » راهی ازمعرفت برایت بازنمیکند.

 ۳- با تو قرب قاب قوسین آنگه افتد عشق را                   کز صفات خود به بعدالمشرقین مانی جدا

 واژه شناسی

 قرب : نزدیکی ، نزدیک شدن ، منزلت (معین) . قاب قوسین : مقداردو کمان برگرفته ازآیه ۹ سوره نجم

 « فَکان قاب قوسین أو ادنی» پس بود به اندازه دو کمان یا نزدیکتر (معین) .

 قاب قوسین : مقام قرب الهی واسمایی است به اعتبار تقابل میان اسماء درامر الهی که دایره وجود می خواند

 ( فرهنگ مصطلحات عرفانی / سید جعفر شهیدی ).

 قرب قاب قوسین : نزدیکی دو سر کمان ( فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی / ضیاء الدین سجادی ).

 بعدالمشرقین : دوری بین مغرب ومشرق یا فاصله بسیار دور ( معین ).

 زیبایی شناسی

 در مصراع اول تکرار حرف «ق» موسیقی بیت را زیبا کرده است ، قرب و بعد« تضاد» دارد ونیز بیت« تلمیح »دارد.

 معنی شناسی

 تو آن زمان به عشق حقیقی نزدیک می شوی که از صفات ( ذمیمه) خود بسیار فاصله بگیری.

 ۴- آن خویشی چند گویی کان اویم آن اوی                       باش تااو گوید از خود کان مایی آن ما

 واژه شناسی

 آنِِ‌ : ضمیر ملکی به معنی مال، متعلق به (دهخدا).

 زیبایی شناسی

 بیت « ردالعجز علی الصدر» دارد ؛ در مصراع دوم « التفات» وجود دارد و همین طور تکرار کلمه« آن» دربیت زیباست.

 معنی شناسی

 تو متعلق به خودت هستی ، چقدر از دروغ ادعا میکنی که متعلق به حضرت دوست هستی ، منتظر باش تاحضرت دوست بگوید که تو وابسته به مایی.

جهت دانلود متن کامل مقاله شرح سه قصیده از دیوان خاقانی کلیک نمایید

نظرات() 

سه شنبه 11 اسفند 1394

زندگی حضرت مولانا

نویسنده: نگار موسوی   

پایان نامه زندگی حضرت مولانا شامل 65صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد زندگی حضرت مولانا می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه :

زندگی حضرت مولانا

 اسم اصلی مولانا محمد جلال الدین است. مولانا  و رومی هم نام هائی است که بعداً به او داده شده است. اسم مولانا که به معنی مولا و آقاست در زمان جوانی او هنگامی که در قونیه به تدریس مشغل بود به او داده شده است. اوائل، این اسم از طرف شمس الدین تبریزی و سلطان ولد و کسانی که مولانا را دوست داشتند مورد استفاده قرار گرفته و بعدها به صورت عادت به عنوان سمبلیک به جای اسم اصلی مورد استفاده قرار گرفته است. رومی به معنای آناتولی است شناختن او به عنوان رومی از آنجائیست که وی در قرون گذشته که به کشور آناتولی دیار روم گفته می شد و قونیه هم یکی از ایالت های این کشور بود سال های متمادی زندگی کرد بخش زندگی از عمر خود را در آن دیار سپری کرده  و نهایت داشتن آرامگاه او در آن شهر می باشد.

محل وتاریخ تولد مولانا:

 محل تولد شهر بلخ در افغانستان امروزی است که بزرگ ترین مرکز فرهنگی قدیمی ترک هاست. تاریخ تولد او نیز ۳۰ سپتامبر ۱۲۰۷ مصادف با ۶ ربیع الاول ۶۰۴ می باشد.


نسب مولوی:

 مادرش منسوب به یک خانواده اصیل است. دختر رکن الدین امیر بلخ به نام مومنه خاتون می باشد، جد مادری اش از شاهزادگان ترک خوارزمشاهی است ( به سال ۱۱۵۷ خاقان ترک شرق). پدرش با عنوان سلطان العلما شناخته شده و اسم اصلی او محمد بهاءالدین ولد است، پدربزرگش حسین خطیبی فرزند احمد خطیبی است. به نظر افلاکی حسین خطیبی عالم بزرگی بود که علمش  مانند دریا توسعه پیدا کرده بود. شخصیتی مانند رضی الدین نیشابوری که هم شاعری خوش ذوق و از بزرگان علوم دینی به شمار می رود از شاگردان او بود.

با توجه به منابع و آثار دوستداران و مریدان مولانا نسب سلطان العلما بهاءالدین ولد از جهت مادری باچهارده نسل به نوه حضرت محمد (ص) یعنی به حضرت حسین (ع) و از جهت پدری با ده نسل به اولین دوست از چهار دوست اصلی پیامبر یعنی به حضرت ابوبکر صدیق می رسد.

 شخصیت پدر مولانا یعنی حضرت بهاءالدین ولد:

بهاءالدین ولد در سال ۱۱۵۰ میلادی در بلخ متولد شد و با علم معنوی پدر و پدربزرگش رشد کرده و هم چنین از نجم الدین کبری (۱۲۲۱- ؟) کسب فیض نمود. بهاءالدین ولد در تمامی علوم نظیر نداشت. بهاءالدین ولد که علمش مانند دریای بیکران و از علوم ربانی و الهی نشأت گرفته بود تنها استادی بود که فتواهای بسیار مشکل دیار خراسان را حل و فصل می نمود. او از اوقاف چیزی نمی گرفت و حقوقی که از خزینه ی دولت به او اختصاص داده شده بود امرار معاش می کرد. باتوجه به اتفاق نظر در مورد روایات و منابع، عالمان و مفتی های اعظم آن دوران با اشاره معنوی حضرت محمد (ص) عنوان سلطان العلماء رابه بهاءالدین ولد داده اند و از این زمان به بعد به جای بهاءالدین ولد از عنوان سلطان العلماء استفاده شده است. دادن این عنوا را با عادات ترک ها هم می توان تشریح کرد. ترک ها هیچ وقت راضی نبودند که افراد و اشخاص دارای قابلیت بالا و صاحبان فضیلت بدون شناخته شدن فراموش شده و از میان بروند. برای این که این گونه افراد در نظر مردم متشخص شوند و برای این که مردم را برای فراگیری علم و عرفان متمایل کنند به این اشخاص لقب وعنوانی که مناسب شأن آنان بود می دادند. این رسم و عادت دلیل روشنی است که ترک ها نسبت به علم و فضیلت احترام خاصی قائلند. حتی به موجب رسوم و عادات مجبورند روی امضاها از این عناوین استفاده نمایند. آنها این عناوین بدست آورده را برای خود یک درجه معنی محسوب کرده و از این موضوع کبر و غرور به خود راه نمی دهند. بهاءالدین ولد که لباس و پوشش عالمان زمان خود را داشت   به موجب عادت بعد از نماز صبح به تدریس به مردم مشغول می شد. بعد از نماز ظهر برای دوستانش صحبت می کرد. روزهای دوشنبه هم برای عموم مردم وعظ و خطابه می کرد. بطور کلی در اثناء وعظ افکار اشخاصی که نظر فیلسوف های یونان را مورد پسند قرار می دادند را رد می کرد و می گفت: «کسانی که کتاب های سماوی (مربوط به خداوند) را به کول انداخته و به نوشته های پاک شده و ناخوانای فیلسوفان ارزش و اعتبار می دهند چگونه نجات خواهند یافت؟» دراین میان بر علیه فخرالدین رازی که فلسفه ی یونان را تدریس می کرد و از آن دفاع می نمود و هم چنین بر علیه خوارزمشاه که از رازی حمایت می کرد سخن می راند و آنها را اهل بدعت می خواند (مسائلی در دین که در زمان پیامبر نبوده و افرادی که بعد از رحلت پیامبر مسائل دیگری وارد دین کرده اند) و چنین می گفت: «بهتر از راه رفتن محمد مصطفی (ص) و راست تر از راه او ندیدم.»

 خروج مولانا همراه پدرش از بلخ و ورودشان به قونیه:

در اصل فخرالدین رازی به اهل تصوف با نظر مناسبی نگاه نمی کرد و احترام و حرمت مردم به بهاءالدین ولد در حد و اندازه خوارزمشاه را نمی توانست تحمل کند و از موضع گیری حضرت بهاءالدین بر علیه خودش ناراحت بود و او این مسائل را به خوارزمشاه خبر داد. قلب شیخ بهاءالدین از خوارزمشاه شکست و تصمیم گرفت که بلخ را ترک کند.اما محققین علت خروج بهاءالدین ولد از بلخ را استیلای مغول نشان می دهند. سلطان العلماء افراد خانواده و دوستانش در تاریخ ۱۲۱۳-۱۲۱۲ بلخ را ترک کردند. سلطان العلماء قبل ازترک بلخ نیت کرده بود تا به حج مشرف شود. او به نیشابور رفته به کاروان حج ملحق شد در نزدیکی بغداد به محافظینی که از او پرسیدند که از کدام قوم هستی. از کجا می آیی و به کجا می روی، سلطان العلماء این جواب معنی دار را به آنان داد: «از خدا آمدیم و به خدا می رویم و غیر از خدا هیچ کس قدرت و نیرو ندارد. زمانی که این سخن به شیخ شهاب الدین سهروردی (۱۳۲۵-۱۱۴۵) رسید او گفت: «این سخن را غیر از بهاءالدین ولد بلخی کسی نمی گوید. او با محبت و صمیمیت به استقبال حضرت بهاءالدین شتافت. زمانی که این دو بهم رسیدند، شیخ شهاب‌الدین از قاطرش پیاده شده با احترام و نزاکت زانوی بهاءالدین ولد را بوسید. احترام قلبی اش را به او رسانید. بهاءالدین ولد سه روز در بغداد ماند و به سوی کعبه در مسیر کوفه حرکت کرد. بعد از این که فرائض حج را به اتمام رساند در برگشت به شام رفت. مولانا فرزند بهاءالدین همراه پدر بود. آنان به همراه کاروان از شام به مالاتیا (اکنون یکی از استان های ترکیه است) از آنجا به ارزنجان وسپس به کارامان عزیمت کردند. مدتی را در کارامان سپری نموده و در نهایت قونیه را انتخاب و در آنجا مسکن گزیدند.

 متصوفینی که در راه کوچ به حضرت مولانا توجه و علاقه نشان دادند:

حضرت شیخ عطار: بهاءالدین ولد بعد از آن که  بلخ را ترک و به سوی بغداد به راه افتاد، زمانی که به نیشابور رسید شیخ فریدالدین عطار (۱۲۳۰؛۱۲۲۱-۱۱۱۹) به ملاقاتش آمد و این دو با هم صحبت کردند. در حین صحبت، شیخ عطار کمال و معرفت را در پیشانی مولوی دید. و اثر معروف اسرارنامه خود را به او هدیه کرد. و به پدرش بهاءالدین ولد هم گفت: «زمانی نخواهد گذشت که این فرزند تو تشنگان علم و ادب را در عالم سیراب خواهد نمود»

حضرت شیخ اکبر: سلطان العلماء بعد از انجام فریضه حج در بازگشت به شام رفت و در آنجا با شیخ اکبر محی الدین ابن عربی (۱۲۴۰-۱۱۶۵) ملاقات کرد. شیخ اکبر با نگاه به مولانا که از پشت سر پدر حرکت می کرد به سلطان العلماء چنین گفت: «سبحان الله یک اقیانوس پشت سر یک دریا در حرکت است.»

  ازدواج حضرت مولانا:

زمانی که مولانا در تاریخ ۱۲۲۵ در کارامان اقامت داشت طبق فرموده پدر با دختر شخصیت اصیل، استاد سمرقندی شرف الدین لالا که خوی و اخلاق و رویی زیبا به نام  گوهربانو ازدواج کرد. مولانا زمان ازدواج هجده سال داشت.

تفسیر و تعبیر حضرت مولانا در مورد مسکن گزیدن او در قونیه : «حق تعالی درمورد مردم آناتولی عنایت بزرگی دارد. و با دعای حضرت صدیق اکبر نیز این مردم لایق لطف و مرحمت تمامی امت است. بهترین کشور هم کشور آناتولی است. فقط انسان های این کشور از عالم  عشق خداوندی که صاحب اصلی ملک و ملکوت می باشند از ذوق درونی بسیار بی خبرند. خداوند که خالق حقیقی علل می باش لطف بسیار خوشی نمود از عالم بی علت یک عللی خلق کرده و ما را از کشور خراسان به ولایت آناتولی کشیده و آورده است.

در اخلاف (جانشینان بعد از ما) ما نیز در این خاک پاک جای داده که از اکسیر لدنی (مربوط بهعلم و اسرار الهی) به جسم واندام بکر آنان بپاشیم تا آنان تماماً محرم عالم عرفان و کیمیا و همدم عرفای دنیا شوند»

جهت دانلود متن کامل پایان نامه زندگی حضرت مولانا کلیک نمایید

نظرات() 

یکشنبه 9 اسفند 1394

مولانا از بلخ تا قونیه

نویسنده: نگار موسوی   

مقاله  مولانا از بلخ تا قونیه شامل 49 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  مولانا از بلخ تا قونیه می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

 مولانا از بلخ تا قونیه:

جلال‌الدین محمد بلخی ـ مولوی ـ هشتصد سال پیش در شهر بلخ متولد شد. به سن نوجوانی نرسیده‌بود که پدرش ـ بهاءالدین‌ الولد سلطان ‌العلما ـ به دلیل رنجش از پادشاه وقت ـ سلطان محمد خوارزمشاه ـ دست زن و بچه‌اش را گرفت و از بلخ خارج شد.

جلال‌الدین محمد بلخی ـ مولوی ـ (۱) هشتصد سال پیش(۲) در شهر بلخ متولد شد. به سن نوجوانی نرسیده‌بود که پدرش ـ بهاءالدین‌ الولد سلطان ‌العلما ـ به دلیل رنجش از پادشاه وقت ـ سلطان محمد خوارزمشاه ـ دست زن و بچه‌اش را گرفت و از بلخ خارج شد.(۳) بین راه، در گذر از نیشابور به ملاقات شیخ فریدالدین عطار رفتند. گفته‌شده که عطار با یک نگاه به مولوی پی به استعدادهای نهفته در وی برد: «زود باشد که پسر تو آتش در سوختگان عالم زند.» و حتی کتاب اسرارنامه‌ی خود را هم به وی هدیه دادپس از ترک نیشابور و زیارت مکه، بهاءالدین‌ و خانواده‌اش در قونیه ساکن شدند.(۳) می‌گویند بهاء‌الدین تا آخر عمر در قونیه ماند و به ارشاد خلق پرداخت و سال‌ها بعد که از دنیا رفت، پسرش جلال‌الدین ـ که حالا جوان ۲۴ ساله‌ای بود ـ کار پدر را ادامه داد و مدتی هم فقه و سایر علوم دین را درس می‌داد. بنا به روایاتی پیش از آن، جلال‌الدین در هجده سالگی ـ در همان سالی که مادرش را از دست داد ـ در شهر لارنده به فرمان پدرش با گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرده‌بود.
سال ۶۴۲ هجری بود که تحول بزرگ زندگی مولوی رخ داد. جلال‌الدین هنوز چهل سال نداشت که شمس تبریزی(۴) وارد قونیه شد. آمده‌است که شمس بر سر راه مولانا رفت و از وی پرسید: «محمد(ص) بزرگتر است یا بایزید بسطامی؟» مولانا سخت برآشفت و فریاد برآورد که محمد والاترین است و بایزید را با خاتم انبیا چه کار. شمس پرسید: «پس چرا محمد گفت “ما عرفناک حق معرفتک” و بایزید گفت “سبحانی ما اعظم شانی”؟» این سوال مولوی را چنان به خود مشغول کرد که باعث شد شش ماه با شمس در حجره‌ی شیخ صلاح‌الدین زرین‌کوب خلوت گزیند و به بحث بنشیند. در این مدت جز شیخ صلاح‌الدین هیچ‌کس اجازه‌ی ورود به خلوت آن‌دو را نداشت. مولوی که تا پیش از ملاقات شمس مردی زاهد و معتبد بود و کارش تفسیر و توضیح اصول و فروع دین بود، پس از پایان این شش ماه دین و وعظ و منبر را کنار گذاشت و صوفی شد و به مسلک عشق و شعر و شاعری روی آورد:
مرده بدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
گفت که سرمست نیی، رو که از این دست نیی
رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که تو شمع شدی، قبله‌ی این جمع شدی
جمع نیم، شمع نیم، دود پراکنده شدم
گفت که شیخی و سری، پیشرو و راهبری
شیخ نیم، پیش نیم، امر تو را بنده شدم
گفته‌اند که افادات معنوی شمس بود که این‌گونه در مولوی اثر کرد و او را شیفته و مفتون کرد و باعث خلق شورانگیزترین اشعار مولوی شد. روح وی از مدت‌ها پیش خواستار حقیقتی دیگر بود و مولانا آن را تسلیم تعلیمات وعظ و مدرسه کرده‌بود. مناظره با شمس تنها آتش زیر خاکستر دل جلال‌الدین را برافروخت.
در هر حال، مولوی مردی شده‌بود بیگانه برای مردمان قونیه. شاگردان و مریدان وی که همه چیز را از چشم شمس می‌دیدند و او را به دیده‌ی ساحر و حتی مرد منحرفی می‌نگریستند که استاد فاضل‌اشان را از آنان گرفته‌است، به آزار و اذیت او پرداختند و حتی جان‌اش را تهدید کردند.
همین شد که شمس سه سال بیشتر در قونیه نماند و شبانه شهر را ترک کرد.(۵) از کسانی که روز بعد مولوی را دیدند نقل شده‌است که وی حال خیلی بدی داشت و هرگز دیده‌نشده‌بود مولانا چنان پریشان باشد. در روایات دیگر نیز نقل شده که مردم کوته‌نظر قونیه شبانه شمس را به هلاکت رساندند.
مولوی مدتی را در فراق شمس در غم و بی‌تابی سپری کرد و حتی مدتی هم پای پیاده در کوی و برزن به دنبال او ره‌سپار شد؛
زاهـــد بودم تـرانه‌گویـــم کردی
سر دفتر بزم و باده‌جویم کردی
سجـــاده‌نشین با وقـــاری بـــودم
بــازیچه‌ی کودکـــان کویــم کـردی
بالاخره وقتی امید از بازگشت شمس برید، دل به مرد دیگری به نام حسام الدین چلبی ـ از مریدان‌اش ـ سپرد. پیش از چلبی مولانا اشعار بسیاری را نیز به نام همان صلاح‌الدین زرین‌کوب ـ که مردی عامی و ساده‌دل بود ـ سروده‌بود. هم‌ چلبی بود که مولوی را تشویق به سرودن اشعار «مثنوی معنوی» کرد. حتی آمده‌است که مولوی اشعاری را که به وی الهام می‌شده بلند می‌خوانده و حسام‌الدین تند و تند می‌نوشته و این‌گونه مثنوی مولوی را گرد آورده.
مولوی سر انجام در اوایل سال ۶۷۲ هجری قمری(۶) در شصت و هشت سالگی به دیار باقی شتافت. خرد و کلان مردم قونیه حتی مسیحیان و یهودیان نیز در سوگ وی زاری و شیون کردند.
او را در مقبره‌ی خانوادگی در کنار پدرش به خاک سپردند. ‌بر سر تربت او بارگاهی است که به «قبه‌خضراء» شهرت دارد.
سال‌شمار مهم‌ترین وقایع زندگی “جلال الدین محمد بلخی رومی”

تولد ربیع الاول

۵ سالگی: ترک بلخ به قصد بغداد ـ احتمالا ۶۱۰ ه.ق
۸سالگی: ترک بغداد به سوی مکه و از آنجا به دمشق و سر آخر به منطقه ای در جنوب رود فرات در ترکیه
۱۸ یا ۱۹ سالگی: ازدواج با گوهر خاتون
۳۸ سالگی: ملاقات با شمس تبریزی ـ احتمالا در روز شنبه یی جمادی الآخر ییی ه.ق وفات: غروب روز یجمادی الاخر یییه.ق در سن یی سالگی، قونیه
معروفترین کتابهای مولانا: مثنوی معنوی، دیوان شمس، فیه ما فیه
آثار به‌جا مانده‌ی دیگر:مجالس سبعه، مکتوبات

جهت دانلود متن کامل مقاله  مولانا از بلخ تا قونیه کلیک نمایید

نظرات() 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :